مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید كه خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میكنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشترشان در عرصههای مختلف باز میكند.
تصوّر كنید توی ایستگاه اتوبوس نشستهاید، كسی كه كنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز میكند، مثلاً با این سؤال: «خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟» و یا «چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟». تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: «وای ... امروز هوا خیلی گرمه!»، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش میآید: اینكه او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمهای برای یك ارتباط اجتماعی است.
اگر شما، بین دوستانتان كسی را دارید كه وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا كه بروید، پیشبینی دیدن چهرهای آشنا، كاملاً طبیعی است. فراموش نكنیم كه ما در عصری زندگی میكنیم كه ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما كمك زیادی میكند.
حال، جای این سؤال است كه: چه چیزهایی میتواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟
به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان میشود؟ در این مقاله به یک مورد مهم در جذب مخاطب اشاره می کنیم،ودر مقاله ی بعدبه بررسی سه عامل مهم دیگر می پردازیم و به شما توصیه می كنیم كه حتماً آنها را رعایت كنید:
ظاهر شما در ارتباط با دیگران، بینهایت مؤثّر است. شما هم بارها نظیر این جملات را به كار بردهاید: «از ظاهرش معلومه كه ...»، «به تیپش میخوره كه ...»، «ظاهراً آدم...»
این جملات (كه شما هم در مكالمات روزمره، از آن استفاده میكنید)، نشاندهنده ی این است كه ظاهر افراد، در برقراری ارتباط با دیگران، فوقالعاده مؤثّر است. البته من هم با این جمله موافق هستم كه نمیشود باطن انسانها را از ظاهرشان فهمید و گاهی نیّت انسانها در قالب هیچ چیزی قرار نمیگیرد؛ امّا فراموش نكنید كه بخصوص در اوّلین ارتباطها، شما نمیتوانید به ذات آدمها پی ببرید؛ پس مهمترین، ابتداییترین و سادهترین وسیلهای كه برای شناخت به كار میرود و خیلی وقتها هم كاملاً درست از آب درمیآید، ظاهر افراد است.
«مینا» مهندس عمران است. او برای یك همكاری در پروژهای با یكی از افرادی كه به او معرفی شده بود، قراری گذاشت؛ امّا مینا به محض دیدن ظاهر طرف مقابلش، ناخودآگاه، حس بدی در مورد او پیدا كرد و این، باعث شد كه این همكاری آغاز نشود. شاید طرف مقابل از توانایی و مهارت زیادی برخوردار بوده است، امّا ظاهر نامناسب او، باعث شده است كه مینا او را فاقد این خصوصیات تشخیص دهد.
فكر نكنید كه داشتن ظاهر آراسته، همیشه محتاج وضع مالی خوب است؛ نیاز نیست برای یك ظاهر خوب، خرج زیادی كنید. حتی شما با داشتن یك دست لباس مناسب، میتوانید ظاهر آراستهای داشته باشید. كشیدن یك اتو به لباسها و شستن و تمیز نگاه داشتن آنها، نیاز به هزینه چندانی ندارد و وقت زیادی هم از شما طلب نمیكند؛ امّا میتواند معجزهای در ارتباطتان با دیگران بهوجود بیاورد.
به كفشهایتان هم توجه زیادی كنید، كشیدن یك دستمال خیس یا زدن واكس به كفشها هم وقت زیادی از شما نمیگیرد؛ امّا در آراسته بودن ظاهرتان كمك زیادی میكند.
آخرین نتایج تحقیقات دانشمندان نشان میدهد، افرادی كه ظاهرشان برایشان مهم است، در اجتماع نیز از موفقیت بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند به اهدافشان دست بیابند.
فراموش نكنید كه ما مسلمان هستیم و در تمامی روایات از سادهپوشی و در عینحال زیباپوشی و تمیزی لباس پیامبر(ص)، سخنان زیادی گفته شده است. انتخاب زیبای پیامبر اكرم(ص) در رنگهای آرامبخش و در عین حال، شاد، پاكیزگی و تأكیدشان بر تمیزی، میتواند الگوی مناسبی برای همه افراد جامعه ی اسلامی بخصوص جوانان باشد.
به یاد داشته باشید كه منظور از ظاهر آراسته، این نیست كه شما به دنبال «مد روز» باشید؛ متأسفانه مشكلی كه این روزها جوانان را به شدت، مشغول خود كرده است. گاهی اوقات، زدن مدهای عجیب و غریب، نهتنها شما را برای رسیدن به هدفتان یاری نمیكند، بلكه از آن دور میكند.
ساناز یك نوجوان 17 ساله است، او میگوید: «نمیتوان به دنبال مُد نرفت؛ چرا كه دوستان و اطرافیان آنقدر فشار میآورند كه آدم فكر میكند اگر از مد استفاده نكند، حسابی عقبمانده است.»
در جواب ساناز باید گفت كه چه نوع ارتباطی برای تو مهم است؟ و به راستی به دنبال دوستی با چه اشخاصی هستی؟
تصوّر كنید كه از شما برای مصاحبه دعوت شده است، این مصاحبه، بینهایت حیاتی است؛ چرا كه سرنوشت شغل مورد علاقه شما كه علاوه بر برخورداری از حقوق و مزایای خوب، موقعیت اجتماعی مناسبی داشته و شما را نیز از نظر روانی ارضا میكند، در گرو آن است. حال اگر با لباس نامناسب، نوع مدل موهای عجیب و غریب مد روز ظاهر شوید، چند درصد احتمال موفقیت دارید؟
«علی» عضو هیئت مدیره یك شركت بزرگ است كه همواره كار مصاحبه با نیروهای جدید را انجام میدهد. او میگوید: «اغلب جوانان نمیدانند كه چگونه ظاهر شوند، مثلاً خانمها فكر میكنند هر چه ظاهرشان بیشتر جلب توجه كند، مؤثرتر است؛ در حالی كه ما چنین ظاهرهایی را نمیپسندیم و خیلی زود رد میكنیم. وقار و متانت ظاهر، در عین آراستگی و پاكیزگی برای ما خیلی مهم است.»
هیچگاه نمیتوان با ظاهر یك مراسم جشن، در اداره، حاضر شد و یا بالعكس. این نكته كه بدانید چه موقع، چگونه ظاهر شوید، اهمیت فوقالعادهای دارد.
مطمئناً مردان موفق در عرصههای مختلف مانند سیاست، تجارت و ... را دیدهاید. آنها همیشه ظاهری كاملاً آراسته و رسمی دارند، هیچگاه سلاطین بیمنازع تجارت را در لباسهای تنگ ندیدهاید، پس فراموش نكنید كه در همهجای دنیا، ظاهری باوقار و آراسته و پاكیزه، خریدارانِ بیشماری دارد!
صدا، ابتداییترین وسیله برای برقراری ارتباط با دیگران است. تاكنون به لحن صدای خود توجه كردهاید؟ صدای شما از دید دیگران چگونه است؟
وقتی با دیگران بهطور حضوری و یا پای تلفن صحبت میكنید و یا حتی هنگامی كه در یك نشست گروهی حضور دارید، یاد بگیرید از صدایتان به عنوان وسیلهای غنی و پُر طنین استفاده نمایید. همچنین بیاموزید تا با صدایتان توجه آنها را جلب كنید و نگذارید، صدایتان سدی بر اعمالتان شود. صدای شما اصلیترین وسیله برای ارسال پیام شما به حساب میآید و مانند وسیله ی نقلیه عمل میكند.
تحقیقات نشان داده است، هنگامی كه دیده نمیشوید، مثلاً وقتی با تلفن صحبت میكنید، 84 درصد از اعتباری كه شما در گفتگو كسب میكنید، ناشی از تُن صدا، زیر و بم صدا و طنین صداست. ظرفیت انتقالی صدا خیلی بیش از آنچه كه میپنداریم است. ما از تُن صدای افرادی كه از پشت تلفن میشنویم، در همان چند لحظه ی اوّل، میتوانیم مسائل زیادی را استخراج كنیم.
به افرادی كه خوب آنها را میشناسید، تلفن زده، به طرز اَلو گفتن آنها توجه كنید. به احتمال قوی، با شنیدن همان یك كلمه میتوانید حالتهای آنها را حدس بزنید.
چهار بخش اصلی صدا عبارتاند از: آرامش، تنفّس، بلندی و طنین صدا.
هر یك از این اجزا را میتوان به وسیله ی تمرین به گونهای تغییر داد كه بر اثر بخشی صدا افزوده شود. توجه داشته باشید كه همه ی این اصول با یكدیگر در رابطه هستند، تا به صدا ویژگی خاصی بدهند.
تنوّع صوتی، روش مؤثّری برای علاقهمند كردن و درگیر شدن مخاطب به حساب میآید.
صدای شما، باید بسته به نوع كلامی كه میخواهید استفاده كنید، آهنگ مخصوص خود را داشته باشد. اگر تاكنون به سخنرانیهای بزرگ توجه كرده باشید، میبینید كه آهنگ صدا و كلام، بسته به موضوع سخنی كه گفته میشود تغییر میكند. مثلاً در یك سخنرانی، كلمات، محكم، قاطع و بلند اَدا میشوند؛ چرا كه مثلاً میخواهد تا تأثیر شعاری كه داده میشود به خوبی نمایان باشد. از سویی دیگر، نمیتوان یك شعر یا قطعه ی لطیف ادبی را با همان لحن سخن قرائت نمود؛ چرا كه آرامش در ادای كلمات را میطلبد.
كلمات را درست ادا كنید!
فارسی، زبان شیرینی است كه تلفظ كلمات آن، چندان مشكل نیست. این موضوع را به خاطر بسپارید كه هر كلمه، ارزش خاص خود را دارد؛ پس سعی كنید تمامی آنها را درست ادا كنید. تلفظ اشتباه یك كلمه در جمع، ممكن است اسباب استهزا و ناراحتی شما را فراهم كند.
تند صحبت كردن، اثر كلام شما را از بین میبرد. كسی به دنبال شما نیست. با آرامش تمام، آنچه را كه میخواهید، به مخاطب انتقال دهید؛ حتی اگر كمبود وقت داشته باشد. اَدای پنج كلمه تأثیرگذار، بهتر از پانزده كلمه ی بدون تأثیر است (البته تند صحبت نكردن، به معنای كُند صحبت كردن، تا جایی كه حوصله ی مخاطب را سر ببرید نیست.)
به هر كلام، آهنگ مخصوص خود را ببخشید.
تصوّر كنید قاضی یك دادگاه هستید و باید حكمی را قرائت كنید. حكم این است: «اعدام لازم نیست. بخشش» نوع آهنگی كه شما به این جمله میبخشید، میتواند در پیام، تغییری اساسی ایجاد كند. اگر شما كلمه ی «اعدام» را محكم تلفظ كنید و پس از آن مكث كوتاهی كنید، حاصل جمله این خواهد شد «اعدام، لازم نیست بخشش» و با این احتساب متهم بخت برگشته را به پای چوبه ی اعدام خواهید كشاند؛ امّا اگر اعدام را آهسته تلفظ كنید و پس از «نیست» مكث كنید و «بخشش» را محكم ادا كنید «اعدام لازم نیست، بخشش»، به متهّم، حیات دوباره بخشیدهاید.
كلمات، روحی دارند كه نوع بیان شما، آنها را آزاد میكند. الفاظ، شكل ظاهری این كلماتاند؛ پس سعی كنید تا به روح كلمات نیز توجه شود.
در دنیای متمدّن و پر از هیاهوی امروز، داشتن چهرهای بشّاش و لبخندی زیبا بر لب، میتواند تأثیر معجزهآسایی داشته باشد. مطمئناً دیگران ترجیح میدهند تا با افرادی خوشبرخورد، معاشرت داشته باشند. چهرهای گرفته و عبوس، علاوه بر آن كه روحیه ی خود شما را به شدت افسرده میكند، دیگران را از اطراف شما گریزان مینماید. یك لبخند ساده، هزینه ی چندانی ندارد، امّا میتواند دوستان بسیار خوبی را برای شما پیدا كند.
تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد، ارزش بسیار بالایی دارد. لبخند میتواند اوّلین گام برای رسیدن به این تحسین باشد و مهربانی و صمیمیت شما را به دیگران انتقال دهد.
دین مبین اسلام و ائمه ی اطهار (ع) نیز بر این مورد، تأكید كردهاند و احادیثی نیز در این مورد وجود دارد. امام صادق(ع) میفرماید: «هر كه به روی برادرش لبخند بزند، برایش حسنهای خواهد بود».1
امام كاظم(ع) نیز در حدیث دیگری میفرماید: «مهرورزی با مردم، نیمی از عقل است».2
در برخوردهایتان همواره گشادهرو باشید. حتی لبخند میتواند روز خوبی را برای شما به ارمغان بیاورد. به دیگران ثابت كنید كه هر جا احتیاج به كمك دارند، حضور دارید. بدین ترتیب، به طور حتم، افراد مورد نظر، پذیرای شما خواهند شد.
انسانها در عین مشابهتهای فراوانی كه در عادتها، رفتار و گفتارهایشان دارند، دنیایی كاملاً بیگانه و مختص خود را نیز در اختیار دارند. گاهی اوقات، ورود به این دنیا برای كسانی كه از بیرون نظارهگرند، بسیار مشكل است. یكی دیگر از رمزهای ارتباط، ورود به این دنیا و چگونگی ورود به آن است.
مطمئناً شما نیز نظرات و دیدگاههای خاص خود را دارید؛ امّا فراموش نكنید كه این، اجازه نمیدهد تا سایر دیدگاهها را از یاد ببرید. با در نظر گرفتن دیدگاهها و نظرات شخصی دیگران، شرایط آنها را درك نمایید، علایق شخصی خود را كنار بگذارید و تمام فكر خود را متمركز آنها كنید. تصوّر كنید كه اگر جای آنها بودید، چه كاری انجام میدادید و یا این كه عقیده ی شما چه بود؟ پس كار درست را كه به سود آنهاست انجام دهید.
محدود كردن دنیای ارتباطتان به آنچه تنها شما میپسندید، به سودتان نخواهد بود.
برای مثال اگر شما از سبك كلاسیك در هنر، لذّت میبرید، نمیتوانید سایر افراد را به دلیل اینكه مثلاً سبك مورد علاقه ی شما را دوست ندارند، طرد كنید. اگر به علایق و انتظارات دیگران احترام بگذارید، اشتیاق آنها برای نزدیك شدن به شما بیشتر میشود.
همیشه به خاطر داشته باشید كه مهمترین عامل برای جذب دیگران، این نیست كه چهقدر به اشخاص، نزدیك هستید و یا مثلاً رابطه خونی دارید، و یا اینكه كارهای چشمگیری انجام میدهید و چه كسی هستید. اگر رفتار شما برای دیگران، رضایتبخش نباشد، مسلّماً مؤمن نخواهید بود.
امام علی(ع) میفرماید: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به یكدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت كردن به یكدیگر!».3
پی نوشت ها:
1. الكافی، ج2، ص205.
2. تحفالعقول، ص403.
3. نهجالبلاغه، نامه 47.
از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و
بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .
و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)در ميان جمعي براي آن جمع موجبات
معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب کاظم كه هميشه حسن نيت و صداقتم را
در خدمت به اهالي محترم سايت ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد
مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نوزدهم : مرداد سال جاري به همين ایمیل ارسال
نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.
مهم: محدوديت سني: فقط 19 تا 22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر
هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
حداقل مشخصات
الف) مشخصات ظاهري
- قد 165-170
- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم
- اندام برزيلي
- چهره متناسب و دوست داشتني
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
- لباس مارك پوش حتما
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
ب) مشخصات مالي
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
- ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
- حتما متكمن باشه باباش
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
- موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
- مبل نشيمن
- مبل پذيرايي
- مبل نهار خوري
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
- سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
- سورخكن
- تستر
- ساندويچ ميكر
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
- همينطور جارو برقي و ...
- لوازم صوتي و تصويري كامل
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
- لباسشويي كنوود
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
ج):مشخصات تحصيلي
- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است.
بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.
زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن
سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد.
تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:
هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود.
[1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند.
براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]
بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.
------------ --------- --------- ----
پى نوشت:
[1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468.
فزت و رب الکعبه
فقط همین..!
التماس دعا.
آرزو داشتم كه تجلي صفات خدايي را در همه جا و همه كس ببينم جمال و جلال و كمال و علم و خلاقيت و عشق و محبت و اخلاص و انسانيت را در مدار زندگي بيابم
آرزو داشتم چه آرزوهاي دور و دراز چه آرزوهاي طلايي كه احساس مي كنم همه اش خاك شده اكنون نااميد و دلشكسته دست از آرزو برداشته ام و تسليم قضا و قدر شده ام خوش دارم از همه چيز و همه كس دل ببرم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم خوش دارم كه زمين زيراندازم و آسمان بلند رو اندازم باشد و از زندگي و تعلقات آن آزاد گردم خوش دارم كه مرا بسوزانند و خاكسترم را به باد بسپارند تا حتي قبري در اين زمين اشغال نكنم خوش دارم هيچ كس مرا نشناسد هيچ كس از غمها و دردهايم آگاهي نداشته باشد هيچ كس از راز و نيازهاي شبانه ام نفهمد هيچ كس اشكهاي سوزانم را در نيمه هاي شب نبيند هيچ كس به من محبت نكند هيچ كس به من توجه ننمايد جز خدا كسي را نداشته باشم جز خدا با كسي راز و نياز نكنم جز خدا انيسي نداشته باشم جز خدا به كسي پناه نبرم
مي خواستم از زير بار مسئوليت بگريزم مسئوليت تحمل درد و غم تنهايي مي خواستم كه درد را با معجزه عشق به لذت تبديل كنم مي خواستم انيسي خدايي بييابم و تنهايي خود را در وجود او به عبادت بپردازم مي خواستم قلب شكسته ام را به او بگشايم و او با پنجه هاي لطيف رحمتش بر شكستگي هاي قلبم مرحم بگذارد مي خواستم اشك را كه عصاره وجود من است تقديمش كنم و او با سر زلفش ديدگان اشك آلودم را پاك كند
اي خداي بزرگ آنچنان عشق خود را در دل ما جايگزين كن كه جايي براي ديگري نماند آنچنان روح ما را تسخير نما كه هواي ديگري نكند آنچنان همه هستي ما را از وجود خود پر كن كه از همه كس و از همه چيز بي نياز باشيم.
آنقدر به ما معرفت ده كه جز تو كسي را نپرستيم آنقدر به ما عزت ده تا در برابر هيچ طاغوتي به زمين نيفتيم آنقدر به ما شجاغت ده كه در مقابل هيچ ظالمي تسليم نشويم
خدايا!مرا ببرـ
خسته شده ام-
قلب شكسته ام قابل التيام نيست
اقيانوسي از شكست آتشفشاني از درد آسماني از تنهايي مرا احاطه كرده است روح حساسم را كسي درك نمي كند و من نمي خواهم هرگز نمي خواهم كسي مرا درك كند ابدا انتظار ندارم كه با كسي راز دل بگشايم
سوخته ام مرده ام دل شكسته ام پژمرده ام
بگذار از دنيا بگذرم بگذار دنيا را سه طلاقه كنم بگذار از همه خوبيها و لذت ها و پيروزيها و اميدها و آرزوها بگذرم
خدايا به سوي تو مي آيم من متعلق به توام من زاده توام من امر توام من عشق توام من درد توام
تو مرا كفايت مي كني بگذار از همه چيز ببرم حتي از زيبايي حتي از غروب آ فتاب حتي از نغمه پرندگان حتي از موج دريا حتي از نغمه اسرارآميز ستاره سحر
مرا بس است همين تجربه هاي تلخ همين لذات كثيف همين آرزوهاي خاكي همين خواستنيهاي زود گذرهمين خوشيهاي پر درد
خدايا تو زيبايي را خلق كردي و در غروب آفتاب مخرجي براي تسهيل دردها و غم ها و انتقال آنها به زيبايي و عرفان و در طلوع صبح حيات و نشاط و عظمت و مبارزه و زيبايي در غروب
خدايا تو را شكر مي كنم كه در زيبايي غروب جاذبه اي خدايي گذاشتي كه روح انسان را از زمين خاكي جدا كند و دردها و غم ها را به زيبايي و عرفان مبدل نمايد و تحمل شكنجه ها و مصيبتهاي روزانه را آسان كن
د خدايا!خود را به تو مي سپريم تا در ميان طوفانها از ميان گردابهاي خطر ما را راهنمايي كني با نور ايمان ما را روشن نمايي با آتش عشق خود خواهيها و ناپاكيهاي وجود ما را بسوزاني
خدايا!ما را ببخش از گناهاني كه ما را احاطه كرده و خود از آن آگاهي نداريم گناهاني كه مي كنيم و با هزار قدرت عقل توجيه مي كنيم و خود از بدي آن آگاهي نداريم
خدايا !تو آنقدر به من رحمت كرده آنچنان مرا مورد عنايت خود قرار داده اي كه من از وجود خود شرم مي كنم خجالت مي كشم كه در مقابلت بايستم و خود را كوچكتر از آن مي بينم كه در جواب اينهمه بزرگواري و پروردگاري تو را شكر كنم و تشكر را نيز نقصي و اهانتي به ساحت مقدست مي دانم
خدايا تنهايم گفتني هاي زياد بر دلم موج ميزند ولي قلب محرمي ندارم كه برايش بازگو كنم غمها و دردها بر دلم انباشته ميشود ولي كسي نست كه آنها را شماره كند مدام در آتش سوزان ميسوزم هر كس كه به من نزديك شود وجودش به آتش كشيده مي شود قلب شكسته و ديوانه مرا كسي تحمل نمي كند روح سركش و بلندپرواز مرا كسي همراهي نمي نمايد
اينست زندگي من اينست سرنوشت اينست آنچه خداي بزرگ بر من مقدر كرده است من نيز عاشقانه ومتواضعانه تسليم اراده اويم و جز اين چيزي نمي خواهم
اي اشك مقدس! سلام خالصانه مرا بپذير.
تو اي اشك! عصاره ئ وجودي.تو آتشفشان قلب سوزاني كه مي جوشي و مي سوزي و در ديدگاه انسان به عالم وجود قدم ميگذاري اي اشك ! اي انيس شبهاي تار من اي آنكه در اوج صعود به سوي معراج مرا همراهي كردي اي آنكه در سخت ترين دردها و كشنده ترين غم ها قلب مجروحم را تسكين بخشيده اي اي آنكه وجودم را تطهير كردي و مثل طفلي معصوم از گناهان پاكم نمودي اي آنكه مرا ذوب كردي و كيميا صفت وجود خاكيم را به خدا رساندي اي آنكه مرا نيست كردي از خود خواهي و خودبيني نجاتم دادي مرا به مرحله فنا رساندي كه جز خدا نبينم و جز خدا نگويم و جز خدا نخواهم
آنجا كه آتش عشق و محبت در دلم موج مي زند و قطرات اشك كه شيرازه حيات من است بر صورتم مي غلطد مي خواهم او لطف آنرا درك كند و از زيبايي آن اشك لذت ببرد خدايا! آتقدر به ما قدرت تحمل ده كه اگراز زمين و آسمان رگبار دشمني و باران تهمت ببارد در ايمان خالصانه ما به تو خللي وارد نشود و در اميد بي پايان ما به رحمت تو لكه سياهي ننشيند
بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش ميکنيم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار ميکنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى.