بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟
هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟
دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟
عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من
عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟
پر التهاب ترین لحظات لحظاتی بود که بی تو گذشت .....
تقدیم به عسل خودم نصیبه
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت
تقدیم به همسر گلم عشق جاودانه ام نصیبه!
ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت سلام!
نامه ایی دارم از فاصله ها
چندشب بود که من خواب تو را میدیدم.
خواب دیدم که فراری هستی!
می گریزی از شهر
پاسبانان همه جا عکس تو را می کوبند.
جارچی ها همه جا نام تو را می خوانند.
در همه کوی و گذر قصه ی تبعید تو بود!!!...
مردم و تیر و تفنگ
اسب هایی چابک
متهم:قاتل گل های سپید جایزه:یک گل رز...
و تو می دانی من عاشق گل های رزم!
دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت؟
مردم شهر چرا در پی تو می گردند؟
نگرانت شده ام.بی جوابم مگذار!
پشت پاکت بنویس :
متهم قاتل گل های سپید
تو که می دانی من عاشق گل های رزم..
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نــرود
نــاز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی
تقدیم به نازنین یارم ، نگارم ، گل رز خودم«ن.ا»

تو اگه پرنده باشی چشای من اسمونه
راز پر کشیدنت رو کسی جز من نمی دونه
واسه من سخته که بی تو بنویسم مشق پرواز
با صدای ساز خسته تر کنم گلوی اواز
من و تو گرچه اسیریم حیفه از غصه بمیریم
بیا تا اخر دنیا بشینیم و پر نگیریم
جای پر زدن زمین نیست توی قلب اسمونه
قصه مرگ و جدایی تو کتابا جا می مونه
نگو عمرمون تموم شد
بعد از این دیگه غمی نیست
بیا فردا رو بسازیم
اینکه فرصت کمی نیست
اشک پاکتو نگه دار واسه غسل تن پرواز
زنده کن صدای سازو که رسیده وقت اواز
تقدیم به مهربان ترین پری زمینی
همسر نازنینم:
عاشقانه ترین درود های بهاری منو در طلوع صبحگاه زیبای بیست و سومین بهار زندگی ات را از من پذیرا باش.
عاشق همیشگی تو قاسم
سلام به همه دوستای گلم و یه سلام مخصوص به همسر مهربانم که الان
سربازه .قاسم جان پیشاپیش تولدت رو بهت تبریک می گم. عزیزم 23
شاخه گل سرخ رو در بیست و سومین بهار زندگی ات به تو تقدیم می کنم
و تولدت رو که تولد همه خوبی هاست به تو نازنینم تبریک می گم .عشق
من افتاب بیست و سومین سال زندگی ات که مصادف با سومین بهار
زندگی مان است هماره فروزان باد . همسر خوبم می خواستم بدانی روز
تولد تو روزی مقدس برای قلب عاشق من است .
همسرت که عاشقانه دوستت دارد
نصیبه