+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:10  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|
منم به دوستای گل خودم سلام می کنم .نمی دونم چی بگم خیلی خوشحالم آخه امروز عشقم،نازنینم،همسرم،قاسمم اومده پیشم .ما تا پنجم فروردین پیش همیم .
امیدوارم امسال سال خیلی خوبی برای همتون باشه و پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک میگم.لحظه تحویل سال واسه من و عشقم هم دعا کنین!
از همتون به خاطر ابراز لطف در کامنتای پر مهرتون تشکر میکنم بخصوص دوستای گلم که همیشه نسبت به من محبت دارن:
زهرا جون مامان ریحانه
شهلا جون
حدیثه جون
سحر جون
فاطمه جون
پروانه جون
پری جون
ریحانه جون
دختر شب
یاس جون
پریسا جون
عسل جون
شکوفه جون
و دوستای خوب دیگرم که اسمشون رو اینجا نیاوردم. 
دوستتون دارم نصیبه
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|
سلام به همه دوستان عزیزی که در این بلاگ نظر گذاشتن.من امروز رسیدم مشهد.پیش گل خودم هستم.



ایشالله در اولین فرصت یه مطلب توپ میذارم حالشو ببرین!
تقدیم به گل خودم نصیبه
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 11:45  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|
سربازی عالیه خفن دارم حال میکنم فقط رژه آدمو جر می ده!مسول تلوزیون شدم بچه ها اکثرا تهرانی اند ۵ تا پزشک هم خدمتی دارم که با آقای دکتر طاهری خیلی دوست شدم.فوق لیسانس هم زیاده که با پدرام همدانی از همه بیشتر دوستیم.نگهبانی هم میدم.ای بدک نیست!فقط نمی دونم چرا همه بچه ها توی کلاس های صبح اگه رژه نباشه خوابن!امروز سر کلاس عقیدتی استاد گفت کی خوابش میاد همه دستا بالا رفت!با حسین حسنی هم خیلی ۶ شدم.پسر فوق العاده است.گاهی اوقات از شدت خنده دل درد میشم!از دست بعضی از این بچه ها!
از همسر گلم هم به خاطر اینهمه مهربونیش تشکر می کنم و ازش ممنونم که این قد خوبه!ایشالله گفتن ۵ شنبه ۲۴ مرخصم.به عمو حبیب ردیف کن اگه تهران بود با هم بیام مشهد که دلم برا گلم یه ذره شده.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 18:4  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:20  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|
با سلام به همه دوستاي گل ام. خوبين همه؟ خدا رو شکر. عزيزان
مي بخشيد که اين دفعه دير اپ کرديم. اخه قاسم که سربازه و منم که بلد نبودم .ولي امروز به کمک برادرم مهدي جونم ياد گرفتم چه جوري مي شه اپ کرد. اميدوارم خوشتون بياد . قاسم براي عيد مي ياد مشهد . البته اگه من تا اون موقع زنده باشم .
از همه دوستاي خوبي که تو اين مدت من رو تنها نذاشتن تشکر مي کنم . و به همشون مي گم خيلي دوستون دارم . و اميدوارم همتون موفق باشين . خوب ديگه ما هم داريم کم کم کارامون رو مي کنيم که ان شاءالله تابستون ديگه لي لي لي لي ............
عروسي بگيريم . و از اين دائم العقد بودن در بيايم . تو رو خدا برامون دعا کنيد .
دلم برا همسر گلم يه ذره شده.................
قاسم جان کجايي قربونت بشم؟ .................
من که مردم از دوري ات..................
عشق من خيلي دوست دارم..................
خيلي مي خوامت....................
عزيزم خدا رو شکر مي کنم که جات خوبه .............
وگرنه غصه ام 100 برابر بود............
گل من براي ديدن تو ثانيه ها رو مي شمرم...........
براي يه لحظه در اغوش گرمت بودن هلاکم .............
قشنگم مواظب خودت باش.............
اين شعر رو به تو نازنينم تقديم مي کنم...........
بوي بارون بوي خوب تو رو يادم مي ياره................
رو تنم نم نم يادت داره اروم مي باره..............
واسه رفتنم نگاهت اخرين بهانه بود...........
اخرين بهانه من توي اين زمونه بود....................
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:16  توسط بچه محل...(فضول محله!)
|