تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک عاشق ولگرد!
تقدیم به همه عشاق عالم....

امروز زنده ام به دوچيز پروازدراسمان ابي روياها وشنيدن طنين نام توبرلبها گوياتقديربودكه سرمايه ام تمام صرف نگاههاي توشد ترسم اي نازنين يك شب اخر يك موج گيسوي توهستيم رادراين خواب ورويا محو سازد

********

دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم كاش ازوراي نگاه آسماني ات مي شدتمام حرفهاي تورافهميدياازميان اينهمه ابرفاصله گذركردياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرادرخودخواهدراند

********

کاش دیدنت رویا نبود
گفته بودی می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
پشت پرچین شقایق که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

********

يكي را دوست مي دارم ولي افسوس كه او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس كه او هرگز نمي خواند
به برگ گل نوشتم من كه او را دوست مي دارم
ولي او گل را به زلف كودكي آويخت
تا او را بخنداند

********

باران که ببارد
چه عاشق باشیم
چه محتاج نان شب
باران خواهد بارید

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 16:44  توسط بچه محل...(فضول محله!)  |