| ||
|
جرج بوش ، رئيس جمهور امريكا در خلال سخنراني رهبران جهان در مجمع عمومي سازمان ملل يادداشت محرمانهاي براي كاندوليزا رايس وزير امور خارجه خود مينويسد و در آن براي انجام كار مهمي از او مشورت ميخواهد ، غافل از اين كه عكاس زبل خبرگزاري رويترز از متن نوشته بسيار مهم او! عكسبرداري كرده است. |
| ||
|
دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، روز شنبه در مجمع عمومي سازمان ملل طرح ابتكاري ايران را در مورد برنامه صلح آميز هستهاي كشور ارايه داد. |
جامجم آنلاين: از اين به بعد رانندگان تاكسي در چين حق ندارند موهاي سرخود را از ته بتراشند، با موها و سبيل بلند رانندگي كنند يا رفتار بيادبانه و زننده يا ظاهر نامرتب و شلخته داشته باشند. هدف از اعلام مقررات جديد ارائه تصويري مثبت از شهر نان جينگ پيش از آغاز بزرگترين رويداد ورزش چين، بازيهاي ملي، است كه ماه آينده در اين شهر در شرق چين آغاز مي شود. داشتن مدلهاي عجيب و غريب موي سر نيز ممنوع است و زنان رانندهاي كه آرايش غليظ داشته باشند، توبيخ ميشوند. از رانندگان خواسته شده است كه داخل تاكسي سيگار نكشند.
به همسر سر ماخورده ام
آنچه رئيس جمهور آمريکا "تعهدات" ايران می خواند، قطعنامه ای است که شورای حکام سازمان ملل متحد صادر کرده و در آن اين کشور را ملزم ساخته که هرچه زودتر آن بخش از فعاليتهای مربوط به غنی سازی اورانيوم را که اخيراً از سرگرفته بار ديگر متوقف کند.
ايران اين قطعنامه را نپذيرفته و شورای حکام قرار است دوشنبه آينده (نوزدهم سپتامبر) طی نشستی به خودداری ايران از اجرای قطعنامه بپردازد و اين احتمال وجود دارد که اعضای 35 گانه اين شورا تصميم بگيرند رسيدگی به اين موضوع را به شورای امنيت بسپارند که انتظار می رود برخورد سختگيرانه تری با ايران بکند.
جورج بوش در نشست خبری مشترکی که همراه با آقای پوتين در تالار شرقی کاخ سفيد برگزار کرد به خبرنگاران گفت که با آقای پوتين در مورد اين موضوع صحبت کرده است که در صورت ارجاع پرونده اتمی ايران به سازمان ملل چه ديپلماسی ای در زمينه پيگيری شود.
روسيه، فراهم آورنده اصلی فناوری اتمی برای ايران است و دولت ايران به حمايت روسيه به عنوان عضو ثابت و صاحب حق وتو در شورای امنيت چشم دوخته است.
رئيس جمهور روسيه پس از ديدار با جورج بوش گفت که همچون آمريکا خواهان برخورداری ايران از سلاح هسته ای نيست اما هيچ نشانی حاکی از موافقت با ارجاع ايران به شورای امنيت بروز نداد و علاوه بر آن، گفته مقامات ايرانی را تکرار کرد که می گويند هدف از برنامه هسته ای شان توليد انرژی برای مقاصد غيرنظامی است و قصد دستيابی به سلاح هسته ای ندارند.
با اين حال آقای پوتين تأکيد کرد که آمريکا و روسيه بر سر جلوگيری از دستيابی کشورهای بيشتری به سلاح هسته ای توافق کلی دارند و گفت: "ما اين خطر را درک می کنيم که کسانی که با خونسردی دست به کشتار می زنند اگر به سلاح کشتارجمعی دست بيابند همچنان با خونسردی اما در مقياس انبوه دست به کشتار خواهند زد."
آقای پوتين همچنين تصريح کرد که در مهار بلندپروازيهای هسته ای کره شمالی اختلاف نظر زيادی با جورج بوش ندارد و به همکاری در اين زمينه با آمريکا ادامه خواهد داد.
به گفته پژوهشگران زنان در هر گروه سنی می توانند با انجام حرکات ورزشی به طور منظم، ميزان خطر ابتلا به سرطان سينه را کاهش دهند.
مطالعات علمی بارها نشان داده است که ورزش منظم به بدن انسان در مقابله با بيماری ها کمک می کند.
| محققان دريافتند که خطر ابتلا به سرطان سينه در زنانی که به طور مرتب ورزش می کردند 20 درصد کمتر بود |
تحقيقاتی تازه، که 74 هزار زن در آمريکا در آن شرکت داشته اند، نشان می دهد که برای آغاز فعاليت های ورزشی هيچ سنی دير محسوب نمی شود.
محققان با انتشار مقاله ای در نشريه "انجمن پزشکی آمريکا" نوشتند حتی کسانی که وارد دوره يائسگی شده اند نيز می توانند با ورزش کردن از خطر سرطان سينه بکاهند.
وزرش های منظم
دکتر "ان مک تيرنان" و همکاران او از مرکز مطالعات سرطان هاچينسون در سياتل، مطالعات خود را بر اساس اطلاعاتی که از تک تک اين زنان جمع آوری شده بود انجام داده اند.
از کليه اين 74 هزار زن سوال شده بود چه مقدار از وقت خود را صرف فعاليتهای ورزشی می کنند و آيا در جوانی هم ورزش می کردند يا نه.
محققان دريافتند که خطر ابتلا به سرطان سينه در زنانی که به طور مرتب ورزش می کردند 20 درصد کمتر بود.
اما از نظر خطر سرطان سينه، زنان چاق تنها زمانی بيشترين بهره را از ورزش می برند که وزن خود را کم کنند |
|
| دکتر مک تيرنان |
وزرش های معتدل مانند پياده روی، دوچرخه سواری يا شنا که در هفته پنج بار تکرار شود بيش از هر فعاليت ديگر موثر بوده است.
پژوهشگران متوجه شدند که فعاليت جسمانی همچنين خطر سرطان سينه را در زنانی که احتمال ابتلای آنها به اين سرطان بيش از ساير افراد است نيز کاهش می دهد.
در دو گروه خطر ابتلا به سرطان سينه بالا است. يکی آن دسته که در خانواده آنها سابقه سرطان سينه بوده است و گروه ديگر کسانی که از درمان جايگزينی هورمونی استفاده می کنند.
اين تحقيقات نشان می دهد که ورزش برای زنان لاغر تا وزن متعارف و حتی آنهايی که کمی چاق هستند بيش از ديگر زنان سودمند است.
دانشمندان همچنين متوجه شدند که ورزش های منظم در مورد کسانی که بيش از حد اضافه وزن دارند يا چاق مفرط هستند، موثر نيست.
با اين حال دکتر مک تيرنان اين گروه را تشويق کرد ورزش کنند.
| ورزش با کاهش ميزان چربی در بدن از خطر ابتلا به سرطان سينه میکاهد. |
وی گفت: "اين يافته مسلما نبايد باعث منصرف شدن زنان چاق از ورزش شود. شروع ورزش برای زنان، حال با هر وزنی، می تواند فوايد متعددی داشته باشد از جمله کاهش خطر بيماری قلبی و ديابت."
خانم مک تيرنان ادامه داد: "اما از نظر خطر سرطان سينه، زنان چاق تنها زمانی بيشترين بهره را از ورزش می برند که وزن خود را کم کنند."
چربی بدن
او اشاره کرد ورزش با کاهش ميزان چربی در بدن از خطر ابتلا به سرطان سينه می کاهد.
وی گفت: "به عقيده ما ورزش خطر سرطان را کاهش می دهد چون چربی بدن را کاهش می دهد و کاهش ميزان چربی بدن خود باعث پايين آمدن هورمون های سرطان زا می شود."
خانم دکتر مک تيرنان گفت: "به اين ترتيب حتی اگر زنی ورزش کند اما از زياده روی در خوردن دست نکشد، به طوری که سطح چربی بدن او بالا بماند، برخلاف زنانی که چربی بدنشان کمتر است از فوايد ضدسرطانی ورزش محروم می شود."
وی گفت زنان بايد پنج روز در هفته و در هر روز30 دقيقه ورزش معتدل انجام دهند.
![]() خطر سقط جنين در زمان لقاح به مراتب بالاتر است . يک تحقيق درکاليفرنيا، که بر روی بيش از يک هزار زن باردار انجام شد، نشان داده است که مصرف مسکن های ضد التهاب از نوع غيراسترويدی مانند آسپرين و ايبوپروفن خطر سقط جنين در بين اين زنان را تا هشتاد درصد افزايش داد. اين خطر در زنانی که در زمان لقاح از اين گونه داروها مصرف کرده باشند به مراتب بالاتر است. محققين گفته اند که پاراسيتمول، يک داروی مسکن ديگر، خطر سقط جنين را افزايش نمی دهد. |
دانشمندان می گويند به منظور جلوگيری از توليد مثل، شيوه ای را برای مردان ابداع کرده اند که صد درصد موثر و عاری از هرگونه عوارض جانبی است.
اين شيوه که با تزريق و در کنار آن کار گذاشتن هورمون در زير پوست انجام می شود، مردها را از مصرف روزانه قرص معاف می کند.
محققان موسسه پژوهشی آنزاک در سيدنی، استراليا، اين معالجه را در مورد گروه نسبتا کوچکی شامل 55 مرد به مدت يک سال آزمايش کردند که نتايج آن بدون استثنا موفق بود.
با اين حال تا زمانی که اين شيوه به توليد انبوه برسد راه درازی باقی است.
اين معالجه با کاشتن تستوسترون، هورمون جنسی مردانه - هر چهار ماه يک بار - در زير پوست و به طور همزمان ترزيق پروژستين، هورمون مورد استفاده در قرص های ضدبارداری زنان - هرسه ماه يک بار - انجام می شود.
ترکيب اين دو هورمون موقتا علائم مغزی را که بدن را به توليد اسپرم وا می دارد مسدود می کند.
اما اين فرآيند همچنين توليد تستوسترون در بدن مرد را متوقف می کند که به اين ترتيب لازم است برای حفظ سلامت و قوای جنسی مقداری تستسترون از خارج وارد بدن شود.
هيچ يک از زوج های شرکت کننده در اين مطالعه از شيوه های ديگر ضدبارداری استفاده نکردند و هيچ نوع عوارض جانبی نيز در آنها مشاهده نشد.
زمانی که معالجه متوقف شد، قوه باروری پس از چند ماه به سطح عادی باز می گردد.
ساخت دارو
پروفسور ديويد هندلزمن، که اين پژوهش را هدايت کرده است گفت اين نخستين بار است که شيوه ای برای جلوگيری از توليد مثل برای مردان، که کاهش توليد اسپرم را تضمين می کند، مورد آزمايش قرار می گيرد.
وی گفت: "اين آزمايش روند توليد محصول نهايی را به شکل يک بار تزريق تستوسترون و پروژستين که به راحتی توسط پزشکان در فواصل سه تا چهارماهه تجويز می شود و در عين حال به قوای جنسی مرد لطمه نمی زند را هموار می کند."
او گفت تصميم به عهده شرکت های داروسازی است تا فعاليت های خود را جهت ساخت دارويی قابل استفاده به اين منظور متمرکز کنند.
وی همچنين گفت که لازم است اين شيوه بر روی تعداد بيشتری از افراد و برای مدت طولانی تر آزمايش شود.
تلاش های قبلی برای ساخت يک داروی موثر و بی دردسر جلوگيری از توليد مثل برای مردان به مشکلاتی برخورد کرده بود.
دکتر ريچارد اندرسون، يک متخصص توليد مثل در "واحد تحقيقات پزشکی: واحد علوم توليد مثل انسانی" در ادينبورگ گفت: "اين يک گام بسيار مهم به جلو است."
وی افزود: "تاکنون هيچ کس مطالعه مطلوب و موثری برای مدتی طولانی انجام نداده بود و اين همان کاری است که در نهايت بايد انجام شود."
به عقيده وی اين که اين معالجه با چه سرعتی در اختيار عموم قرار خواهد گرفت به شرکت های داروسازی بستگی دارد.
"زمانی که آنها دست به کار توسعه محصولی شوند، چند سال بعد توليد انبوه آن آغاز خواهد شد."
نتيجه اين تحقيقات در نشريه "هورمون شناسی و متابوليسم کلينيکی" منتشر شده است.
طی 20 سال گذشته بارداری در زنان 35 ساله به بالا به طور چشمگيری افزايش يافته و سن بچه دار شدن بالا رفته است.
گروهی از متخصصان بارداری در لندن طی مقاله ای در "بريتيش مديکال جورنال" نوشتند آمار بالای زنانی که در بارداری دچار مشکل می شوند آنها را "غمگين" می کند.
آنها می گويند که بهترين سن برای آبستن شدن از 20 تا 35 سالگی است.
طی 20 سال گذشته سن متوسط زنانی که برای نخستين بار بچه دار می شوند از 26 به 29 سال رسيده است.
دکتر سوزان بيولی در بيمارستان "گايز اند سن توماس" زنانی را که در دوران حاملگی با خطرات زيادی مواجه هستند معالجه می کند و سرپرست اين گروه از متخصصان است.
آنها در مقاله خود اخطار دادند مشکلات آبستنی پس از 35 سالگی افزايش می يابد و پس از 40 سالگی درصد اين خطرات به شدت بالا می رود.
ساير متخصصان گفتند بهتر است به زنان توصيه شود خيلی در بچه دار شدن تاخير نکنند.
اين گروه از متخصصان در نشريه پزشکی بريتانيا نوشتند: "ممکن است درحالی که زنان در انتظار يافتن شريک مناسبی برای زندگی خود هستند يا بر پيشرفت حرفه ای و رسيدن به امنيت مالی و يک زندگی راحت می کوشند، آسودگی خاطر از وجود شيوه های لقاح مصنوعی آنها را در خواب غفلت فرو ببرد و کار به ناباروری کشيده شود."
يک بام و دو هوا
اما آنها هشدار می دهند که شيوه های لقاح مصنوعی به هيچ وجه تضمين شده نيست. درصد ناکامی اين شيوه بالاست و در صورت موفقيت خطر حاملگی های چندگانه را به همراه دارد.
به گفته آنها تاخير در بچه دار شدن برای مردان نيز با خطراتی توأم است چرا که با افزايش سن شمار اسپرم ها کاهش می يابد.
![]() | |
| تاخير در بارداری خطرات آن را افزايش می دهد |
زمانی که زنان در سنين بالاتر باردار می شوند، خطر سقط جنين، مشکلات جنينی و کروموزومی و بيماری های مربوط به حاملگی افزايش می يابد.
آنها می افزايند: "ماجرای اين دسته از زنان يادآور يک بام و دو هواست، اما بيولوژی تغييری نکرده است؛ تاخير در بارداری سرپيچی از کار طبيعت است و خطر دلشکستگی را به همراه دارد."
دکتر بيولی در مصاحبه با بی بی سی گفت: "ما غمگين می شويم چون با کسانی سر و کار داريم که نمی توانند حامله شوند يا به مشکلاتی برخورد می کنند."
"اکثر زنانی که قمار می کنند پيروز بيرون می آيند. اکثر مردم مشکلی ندارند. اما من قربانيان چنين قماری را هم ديده ام."
"بهترين وقت برای بچه دار شدن تا سن 35 سالگی است. هميشه بوده و هميشه خواهد بود."
وی افزود: "من زنان را مقصر نمی شناسم يا نمی خواهم به آنها احساس اضطراب و ترس بدهم."
"علت اين مشکلات نه زنان بلکه نگرشی تحريف شده و ناآگاهانه از سوی جامعه، کارفرمايان و برنامه ريزان بهداشتی است."
"آنجا که می توانيم، بايد به زنان کمک کنيم زودتر بچه دار شوند."
پيتر بوئن-سيمپکينز از کالج رويال متخصصان زنان و زايمان گفت: "ساعت بيولوژيکی از آن چيزهايی است که نمی توانيم معکوس کنيم يا در آن دست ببريم."
"بايد به زنان گوشزد کرد که بچه دار شدن را خيلی عقب نياندازند."
کاندولیزا رایس هفته پیش اعلام کرد که اگر احمدی نژاد را ببیند به او سلام خواهد کرد، اما وی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد همراه با اعضای هیات آمریکایی از سالن خارج شد و به همین دلیل او را ندید و طبعا به او سلام نداد، در عوض مشرف با شارون احوالپرسی کرد و با هم دست دادند. رئیس جمهور ایران هم که قرار بود طرح خود را مبنی بر مهرورزی نسبت به بندگان خدا ارائه کند، تلویحا خواستار تبدیل سازمان ملل به مسجد جامع نیویورک شد تا این سازمان بتواند امکاناتی فراهم کند تا همه مردم جهان- حتی کسانی که مسلمان هستند- مسلمان شوند.
مصر: هر 25 سال یک رئیس جمهور
با توجه به اینکه طبق تجربه موجود پادشاهان زودتر از روسای جمهور می میرند و روسای جمهوری مانند مبارک و اسد و غیره وقتی رئیس جمهور می شوند، برای همیشه رئیس جمهور می مانند، پیشنهاد می شود برای استقرار جمهوری در کشورهایی با روسای دائم العمر، نظام حکومتی این کشورها پادشاهی شود تا لااقل هر پنج سال که پادشاه بطور طبیعی می میرد، مردم شاهد یک حاکم تازه باشند.
در مورد مصر یک راه حل دیگر این است که به جای تقلب در انتخابات و بی آبرویی برای حکومت، دولت مصر اعلام کند که دوره ریاست جمهوری 25 ساله است. در این صورت هم مردم حوصله شان سر نمی رود و هم روسای جمهور از ترس برکنار شدن مخالفان شان را نابود نمی کنند.
چرا در ایران زندگی خصوصی معنی ندارد؟
یک نماینده مجلس ایران از وزارت ارشاد درخواست کرد تا با ساماندهی مراسم عروسی قوانینی را تنظیم کند که از این به بعد مراسم عروسی براساس قوانین وزارت ارشاد تنظیم و اجرا شود. در پی این اظهار نظر، سووالی جدی در ذهن همگان بوجود آمد: چرا در ایران زندگی خصوصی معنا ندارد؟
تولد: وقتی به دنیا می آئید، اسم شما کاملا به دولت مربوط است، اگر در سال 1315 به دنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند اشرف و شمس و مملکت و کشور و ایران، اگر در سال 1345 بدنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند فرحناز و شهناز و شهدخت و شهریار، اگر در سال 1360 بدنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند ابوذر و میثم و سمیه و روح الله و آزاده و سپیده.
جوانی: جوانی شما اصولا یک موضوعی است که مستقیما به دولت مربوط است، اگر اهل خوشگذرانی باشید، تبدیل می شوید به اراذل و اوباش و به کمیته منکرات می روید، اگر اهل درس خواندن باشید در دانشگاه به عنوان عنصر مخالف امنیت ملی شناخته می شوید، اگر اهل عرفان و دین باشید سازماندهی می شوید و باید از دولت دفاع کنید، اگر نابغه باشید پدر و مادرتان و دوستان تان به شما گیر می دهند و شما به عنوان مغز از کشور بیرون می روید، اگر هیچ چیز خاصی نباشید و هیچ گناهی هم نکرده باشید و هیچ نبوغی هم نداشته باشید، می توانید وزیر بشوید، بنابراین باز هم با دولت سروکار دارید.
ازدواج: در مرحله آشناییT شما با اداره منکرات سروکار دارید، در مرحله نامزدی با بسیج یا بسیج دانشجویی و کمیته انضباطی سروکار دارید، در مرحله ازدواج با شهرداری سروکار دارید، در غیر این صورت برای تهیه مخارج ازدواج یا پدرتان و یا خودتان در حین سرقت بازداشت می شوید و با قوه قضائیه سروکار دارید، در روز ازدواج شما با ارشاد سروکار خواهید داشت، چون قرار است ازدواج شما براساس بخشنامه ارشاد انجام شود.
بعد از ازدواج: اگر طلاق گرفتید که بیچاره می شوید، چون زیاد با جنایتکار فرقی ندارید، اما اگر زندگی موفقی داشتید همسرتان یا بیکار است یا کار دارد، اگر بیکار بود تصمیم می گیرید به خارج بروید و تا به خارج برسید بیچاره می شوید. اگر همسرتان کار داشت؛ یا کارش در بخش خصوصی است یا دولتی، اگر در بخش خصوصی کار می کرد پرونده اش به بخش غارتگران بیت المال می رود، و اگر در بخش دولتی بود به دادگاه کارکنان دولتی باید سربزنید تا با شوهرتان ملاقات کنید، اما اگر شوهرتان خودش جزو مقامات باشد در این صورت باید تا ساعت سه نیمه شب بیدار بمانید تا وقتی از اداره آمد او را ببینید.
در هنگام مرگ: شما ممکن است به چند دلیل بمیرید؛ اگر در تصادفات جاده ای یا سقوط هواپیما بمیرید با وزارت راه سروکار دارید که وزیرش با تجربه است، اما اگر شانس نداشته باشید و به دلیل شنیدن اخبار و حضور بیش از حد در خیابان و دیدن دعواهای خیابانی سکته کنید در این صورت می توانید مطمئن باشید که بیرون از حاکمیت بخش خصوصی زندگی تان را گذرانده اید، اما ممکن است زلزله بیاید، در این صورت موفق می شوید در آخرین لحظات زندگی تان مسوولان عالیرتبه کشور را که برای حضور در فیلم های خبری می آیند، ببینید. حالت دیگر این است که شما به مرگ طبیعی بمیرید، در این حالت یا دچار افسردگی شدید هستید یا در زندان با بازجو حرف تان شده است و به مرگ طبیعی مرده اید.
توضیح نهایی: بخش وسیعی از آنچه مردم جهان فکر می کنند جزو مسائل خصوصی افراد است، در ایران جرم است.
پرونده عبدالقدیرخان در آمستردام گم شد
یک دادگاه در آمستردام اعلام کرد پرونده عبدالقدیر خان که اسرار اتمی به ایران و کره شمالی و لیبی فروخته است، گم شده است. در این مورد چند نظریه وجود دارد:
1) کسی که غنی سازی اورانیوم می کند، حتما قدرت غنی سازی ماموران بایگانی را هم دارد، بنابراین پیشنهاد می شود که پرونده ها را از این به بعد بدهند به بیل گیتس یا خانم رولینگ که خودشان غنی سازی شده اند و پرونده ها را گم نمی کنند.
2) اصولا در پاکستان بن لادن و ملاعمر و یک دولت طالبان گم شدند و آب شدند و رفتند زیر زمین، طبیعی است که در چنین کشوری این توانایی وجود داشته باشد که در هلند هم پرونده های پاکستانی را گم کنند.
3) برای اینکه چنین پرونده هایی گم نشود، بهتر است روی آن بنویسند پرونده ارتباط « کلینتون با مونیکا لوینسکی» یا بنویسند« پرونده اتمی ایران» در این حالت هزاران نسخه از پرونده در تمام دفاتر روزنامه های جهان وجود خواهد داشت و در حال گم شدن هم می توان از یکی از نسخه های موجود استفاده کرد.
4) یکی از راههای حفظ پرونده های مهمی در این سطح این است که آن را به دادگستری ایران بسپارند، در این حال پرونده همیشه حفظ می شود، منتهی ممکن است محتوای آن عوض بشود و وقتی پرونده را دوباره نگاه می کنیم، در آن اتهامات اخلاقی از 15 سالگی به بعد، روابط نامشروع، فساد مالی و کلیه اقدامات مطبوعاتی عبدالقدیرخان علیه امنیت ملی ایران به آن اضافه شده باشد.
مردی که فمینیست تر است
طرفداران شرودر معتقدند او بخاطر اینکه رای بیاورد روزی سه هزار و دویست بارخودش را ضد آمریکایی نشان می دهد، اما طرفداران آنگلا مرکل اینطوری فکر نمی کنند، طرفداران شرودر معتقدند در دوران او بیکاری زیاد شده و قیمت ها افزایش یافته است، اما طرفداران مرکل معتقدند مرکل اینطوری نیست. طرفداران شرودر معتقدند شرودر مردی است که بطور طبیعی توجه خاصی به مشکلات زنان ندارد، اما مخالفان مرکل معتقدند مرکل زنی است که بطور غیرطبیعی به مشکلات زنان بی توجه است. یکی از مردان آلمانی که در سی ان ان نظر می داد گفت: به مرکل رای نمی دهم، چون زن است، طلاق گرفته و بچه ندارد.
پرفسور ایرانی مقیم کانادا
یک پروفسور ایرانی که از 12 سالگی به کانادا مهاجرت کرده است و الآن 29 ساله است به عنوان یکی از 35 مخترع بزرگ جهان معرفی شد. در پی اعلام این خبر، این سئوال مطرح شد که اگر چه اتفاقی افتاده بود، این پروفسور جوان مخترع بزرگ سال نمی شد؟
1) اگر این جوان در سن سه سالگی از ایران مهاجرت می کرد، احتمالا الآن یکی از بزرگترین تهیه کنندگان تلویزیون کانادا بود و بهترین فیلم کانادایی را در مورد کورش ساخته بود.
2) اگر این جوان در سن هجده سالگی از ایران مهاجرت کرده بود، الآن یکی از معروفترین و پردرآمدترین دی جی های کانادا شده بود.
3) اگر این جوان در سن 24 سالگی به کانادا مهاجرت کرده بود، الآن یکی از معروفترین نویسندگان کانادایی شده بود و رئیس اتحادیه دانشجویان کانادا هم بود.
نتیجه گیری اخلاقی: زمان مهاجرت خیلی مهم است. به نقل از ابراهیم نبوی
تقدیم به همسر سرماخورده ام!
راننده با نگاهی معنی داری اضافه می کند: "مگر می گذارند آب خوش از گلوی آدم پائين برود. درآمد امروز را بايد به جناب دولت بدهم، فقط پنج هزارتومان ناقابل! آخر دخل و خرجم با هم نمی خواند، حقوق ماهانه ام به جايی نمی رسد و اگر همين پيکان قراضه هم نبود، کارم زار بود."
امروزه دو شغله بودن برای اکثر ايرانی ها امری عادی است و هر کارمندی به اقتضای شغلش در دو يا چند جا کار می کند، به خصوص در شهری بزرگی مثل تهران که زندگی با حقوق کارمندی بسيار مشکل و به معجزه شبيه است.
معلمان که نيمی از دو ميليون و ۲۸۰ هزار کارمند دولت به حساب می آيند، يا کلاس های خصوصی دارند يا در آموزشگاه ها درس می دهند.
بقيه کارمندان هم با يافتن شغل دومی سعی می کنند با کار در يک شرکت خصوصی، مسافر کشی، نگهبانی و شغل هايی از اين دست درآمدشان را بيشتر کنند.
راه ورود به مراکز دولتی تا حدود زيادی به دليل حجم بزرگ دولت بسته شده و سازمانهای دولتی سعی دارند از شمار کارکنان خود بکاهند، |
آب باريکه
اکثر کارمندان ايرانی از کمبود حقوق و مزايا شکايت دارند و معتقدند حقوقی که دولت در ازای کارشان می پردازد بسيار کم است و به جايی نمی رسد.
اعتراضات چند سال گذشته معلمان برای افزايش حقوق و خلف وعده های دولت در پرداخت برخی مزايای معوق، نشانه هايی آشکار از مشکلات نيمی از کارمندان دولت است.
در عوض، برخی کارمندان با وجود نارضايتی از درآمدها از اين که شغلی دولتی دارند خوشنودند و می گويند "به هر حال اين آب باريکه هست وگر نه در اين وانفسا چه بايد می کرديم."
دلخوشی آنها بيشتر مربوط به دوران بازنشستگی بعد از پايان يک دوره سی سال کارمندی است اما بازنشستگان وضعيت بهتری ندارند و حال و روزشان بسيار بدتر از کارمندان فعلی است.
کارمندان امروز لااقل توانايی لازم برای انجام کار دوم دارند، اما باز نشستگان يعنی همان کارمندان ديروز که شمارشان به ۵۰۰ هزار نفر می رسد، با درآمدهای اندک بازنشستگی به سختی روزگار می گذرانند با اين تفاوت که تازه توانايی انجام کار دوم را هم ندارند.
معضل بازنشستگی
صندوق بازنشستگی به دليل تاخير دولت در پرداخت بدهی هايش به اين صندوق با بحران مالی رو به روست و در پايان هر سال با مشکل پرداخت حقوق مواجه است.
تورم ۱۶ درصدی سالانه در مقابل اضافه حقوق کمتر از ده درصد از قدرت خريد کارمندان کاسته است و روز به روز بر حجم مشکلاتشان افزوده می شود |
گزارش دو سال پيش کارشناسان بانک جهانی از وضعيت صندوق بازنشستگی در ايران نشان می دهد که چشم انداز روشنی پيش روی اين صندوقها وجود ندارد.
کارشناسان بانک جهانی به مسئولان ايرانی هشدار داده اند که اين صندوقها تا ده سال ديگر زيانده و موازنه مالی آنها منفی خواهد شد.
برآورد بانک جهانی نشان میدهد که بدهیهای تامين نشده صندوهای بازنشستگی در طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ ميلادی به حدود دو برابرتوليد ناخالص داخلی ايران خواهد رسيد.
بر اساس گزارش بانک جهانی، روند رشد بازنشستگی در ايران ۹ درصد در سال است در حالی که نرخ افزايش شاغلان تنها چهار درصد است و منابع مالی که وارد صندوقهای بازنشستگی می شود کمتر از هزينهها است.
مشکل اصلی صندوق بازنشستگی افزايش شمار بازنشستگان از يک سو و ممنوعيت ورود مستخدمان جديد است که اين صندوق رابه سمت پيری و فرسودگی هدايت می کند.
کارمندان بيکار
راه ورود به مراکز دولتی تا حدود زيادی به دليل حجم بزرگ دولت بسته شده و سازمانهای دولتی سعی دارند از شمار کارکنان خود بکاهند، بنابراين شرايط استخدام کارمند جديد بسيار سخت شده و تعداد مستخدمان جديد نيز در مقابل حجم بيکاران بسيار اندک است.
سه ميليون جوان ايرانی بيکارند و دولت هم آنقدر در سالهای گذشته بزرگ شده که امکان جذب اين حجم از بيکاران را ندارد و سرمايه گذاری بخشهای خصوصی نيز برای جذب اين عده بيکار کفايت نمی کند.
سه ميليون جوان ايرانی بيکارند و دولت هم آنقدر در سالهای گذشته بزرگ شده که امکان جذب اين حجم از بيکاران را ندارد |
کارمند دولت بودن که روزی رويا به حساب می آمد، حالا ديگر مثل سابق جذاب نيست البته هنوز برای خيل بيکاران آرزوست اما خيلی ها هم به آسانی يک شغل دولتی را با شغلی در بخش خصوصی عوض می کنند.
اين نشان دهنده آن است که بخش دولتی که نزديک به دو ميليون و ۲۸۰ هزار کارمند دارد، نتوانسته رضايت کارمندان را جلب کند.
بر اساس آخرين آمارها ۳۱ درصد يعنی حدود ۷۱۲ هزار نفر از کارمندان زن هستند و يک ميليون ۵۷۳ هزار نفر از کارمندان دولت را مردان تشکيل می دهند.
نيمی از کارمندان فاقد تحصيلات دانشگاهی و نيمی ديگر تحصيلات دانشگاهی دارند. بيش از ۹۲ هزار نفر از کارمندان مدرک فوق ليسانس و دکتری دارند و حدود يک ميليون نفر نيز فوق ديپلم يا ليسانس هستند.
دولت فربه
تورم ۱۶ درصدی سالانه در مقابل اضافه حقوق کمتر از ده درصد از قدرت خريد کارمندان کاسته است و روز به روز بر حجم مشکلاتشان افزوده می شود.
دولت بزرگ و فربه ايران از نرخ بهره وری پائينی برخوردار است و از کم کاری، رخوت و سستی مزمنی رنج می برد که ريشه در مسائل مختلف دارد ولی به گفته کارشناسان مهمترين آنها پرداخت حقوقهای پائين به شاغلان دولتی است.
نبود سيستمهای تشويقی مناسب، عدم تطبيق بين شغل و مهارتهای نيروی کار، کمبود نيروی انسانی متخصص، بالا بودن نيروی کار مازاد و مديران غير متخصص، کم تجربه و عمدتا سياسی از جمله عواملی است که هر گونه انگيزه برای افزايش بهره وری را از سيستم دولتی گرفته و اقتصاد کشور را کم کار کرده است.
در کنار اين مشکلات، هزينه های کمرشکن زندگی، تورم فزاينده، بيکاری گسترده، دولت تازه کار و سرنوشت پر تنش پرونده هسته ای همه را نگران کرده از کارمند دولت و تاجر بازار گرفته تا راننده تاکسی و سهامدار بورس.
اين مشکلات و پيامدهای ناشی از آن اقتصاد را به موضوعی همگانی برای ايرانی ها بدل کرده است. همه جا بحث درباره مشکلات روزمره فعلی و آينده مبهم اقتصادی در جريان است.
منبع بی بی سی