تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک عاشق ولگرد!
تقدیم به همه عشاق عالم....

۱)مسئوليت پذير نباشيد.يعني در قبال زندگي خود مسئوليتي به عهده نگيريد وهمه مسائل را به پدر.مادر .دبير. استاد .دوستان.همسايه هاي بد. دولت.و يا به اشخاص ديگر نسبت دهيد و خود را يك قرباني نشان دهيد.
۲)اگر مي خواهيد كار بدي انجام دهيد آن را حتما انجام دهيد
۳)هيچ وقت هدفي را دنبال نكنيد . برنامه اي نداشته باشيد. هرگز به فردا فكر نكنيد. تنها به لحظه اي فكر كنيد كه در آن هستيد.بخوريدو بخوابيد.خوش بگذرانيد.كي مي داند كه فرداچه كسي مرده و چه كسي زنده خواهد ماند؟
۴)بر خلاف اولويت ها فكروعمل كنيد.كارهاي مهم زندگيتان را انجام ندهيد.تلفني با اشخاص حرف بزنيد .دور خودتان بچرخيد.تا ميتوانيد وقت كشي كنيد .كارهايتان را به روز بعد موكول كنيد .اول كارهاي كوچك و بي اهميت را انجام دهيد.
۵) برنده0 بازنده فكر كنيد .زندگي را رقابت شرورانه اي در نظر بگيريد.همكلاسي شما تنها هدفش اين است كه بر شما پيروز شود. پس لازم است او را شكست بدهيد.به هيچكس اجازه ندهيد كه موفق زيرا اگر آنها برنده شوند معنايش اين است كه شما بازنده مي شويد.به فكر پيروز شدن خودتان نباشيدبه فكر شكست ديگران باشيد.
۶)ابتدا حرف بزنيد وبعد تظاهر كنيد كه گوش مي دهيد. به شما دهان داده اند كه حرف بزنيد.
۷)همكاري نكنيد.ديگران مطرح نيستند چون با شما تفاوت دارند.
و خلاصه خوشبخت نشويد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:7  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

آمار مبتلايان‌ به‌ وبا 700 نفر اعلام‌ شد"شركت‌ آب‌ معدني‌ سبلان‌ را تعطيل‌ كردند
اعتماد: تعداد مبتلايان‌ تاييد شده‌ به‌ بيماري‌ وبا در كشور به‌ 700 نفر رسيده‌ است‌.
طبق‌ گزارش‌هاي‌ رسيده‌، مركز بهداشت‌ كرج‌ در جديدترين‌ اقدام‌ دستور تعطيلي‌ استخرهاي‌ آلوده‌ كرج‌ را صادر كرد. رييس‌ مركز بهداشت‌ كرج‌ گفت‌: به‌ دليل‌ اينكه‌ آب‌ مهم‌ترين‌ راه‌ انتقال‌ وبا است‌ براي‌ كنترل‌ بيماري‌ استخرهاي‌ شنايي‌ كه‌ به‌ ميزان‌ كافي‌ كلرزني‌ نكنند و ميكروب‌ وبا در آنها مشاهده‌ شود، تعطيل‌ مي‌شوند. رفعتي‌ گفت‌: يكي‌ ديگر از مراكزي‌ كه‌ احتمال‌ سرايت‌ ميكروب‌ وبا از آن‌ به‌ مردم‌ وجود دارد بازار روزها هستند. مردم‌ بخاطر اينكه‌ مواد غذايي‌ و خوراكي‌ كه‌ در آنجا عرضه‌ مي‌شود ارزان‌تر از ساير مراكز است‌، استقبال‌ زيادي‌ از آن‌ اماكن‌ مي‌كنند.
رييس‌ اداره‌ بيماري‌هاي‌ واگيردار وزارت‌ بهداشت‌ گفت‌: شركت‌ آب‌ معدني‌ سبلان‌ به‌ علت‌ كيفيت‌ نامطلوب‌ آب‌ معدني‌ با اعتراض‌ و شكايت‌ وزارت‌ بهداشت‌ تعطيل‌ شد.
دكتر محمود سروش‌ گفت‌: در حال‌ حاضر فروش‌ آب‌ معدني‌ با مارك‌ سبلان‌ ممنوع‌ است‌ و مردم‌ مراقب‌ باشند كه‌ ضمن‌ نخريدن‌ اين‌ نوع‌ آب‌ معدني‌، مكان‌ فروش‌ آن‌ را به‌ مسوولان‌ در وزارت‌ بهداشت‌ اطلاع‌ دهند. مسافران‌ مراقب‌ باشند هنگام‌ سفر از آب‌هاي‌ بين‌ راهي‌ و مواد خوراكي‌ غيربهداشتي‌ استفاده‌ نكنند و ميوه‌ها را ضمن‌ اينكه‌ با دقت‌ فراوان‌ شست‌وشو مي‌دهند، براي‌ مصرف‌ پوست‌ بكنند.
شيوع‌ بيماري‌ وبا در شهر سرعين‌ در استان‌ اردبيل‌ باعث‌ شده‌ كه‌ مسافران‌ و توريست‌ها بسرعت‌ اين‌ شهر را تخليه‌ كنند.
اين‌ شهر كه‌ بخاطر داشتن‌ آب‌هاي‌ گرم‌ طبيعي‌ و معدني‌ مشهور است‌ به‌ علت‌ آلوده‌ بودن‌ آب‌ها به‌ ميكروب‌ وبا ديگر از سوي‌ مسافران‌ و توريست‌ها مورد استقبال‌ قرار نمي‌گيرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:3  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

 مطالعات جديد نشان مي دهد دوش گرفتن هاي مکرر مي تواند به صدمات مغزي منجر شود. دانشمندان معتقدند تنفس زيرآبي که حاوي مقاديري از منگنز محلول است ، به سيستم عصبي لطمه مي زند. منگنز از راه تنفس به مراتب سريع تر و موثرتر از خوردن و يا نوشيدن آن به مغز راه مي يابد و سلولهاي عصبي ارگان هاي تنفسي ، راهي مستقيم براي ورود سموم به مغز هستند. براساس اين تحقيقات ، مقدار منگنزي را که افراد پس از 10 سال دوش 10 دقيقه اي در روز با آب آلوده به منگنز جذب مي کنند ، چند برابر ميزان معمول بوده است.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:2  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

ايسنا , جمعه 28 مرداد 1384 - ساعت 18:20
نمايش «يك شب» نيكي بعد از اكران «يك تكه نان» در گروه سينماي آسمان باز قطعي شد.
نيكي كريمي ضمن بيان اين مطلب گفت:فيلم، پروانه نمايش گرفته است و بزودي در سينماها اكران عمومي مي‌شود.
يك شب“ اولين ساخته اين بازيگر سينما در مقام كارگرداني فيلم بلند پس از جشنواره كن، در جشنواره مونيخ آلمان حضور داشت.
در “يك شب” به تهيه كنندگي جهانگير كوثري، هانيه توسلي به ايفای نقش مي‌پردازد و داستان آن درباره پرسه‌هاي دختري جوان در خيابان‌هاي تهران است، دختر در پرسه‌هاي شبانه خود با 3مرد همراه مي‌شود و از زبان هر يك از آنها داستان‌هاي مختلفي روايت مي‌شود.
كريمي به عنوان داور جشنواره لوكارنو به تازگي از سفر بازگشته است.
براساس همين گزارش، نيكي كريمي كه به عنوان بازيگر تا چند روز آينده جلو دوربين وحيد زاده براي بازي در «شام عروسي» مي‌رود مي‌گويد:پس از بازي در اين فيلم تمام تلاش خود را روي فيلمسازي مي‌گذارم .
وي هم‌اكنون مشغول بازنويسي فيلمنامه دومين فيلم‌سينمايي‌اش است. لازم بذكر است تا 2 هفته آينده گيلانه وبه ترتيب «يك تكه نان» و «يك شب» در گروه آسمان بازبه نمايش در مي‌آيد.


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:0  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

هموطن سلام , چهارشنبه 19 مرداد 1384 - ساعت 23:10
صبح روز 29 اسفند ماه سال گذشته، ماموران کلانتری خانی‌آباد از طریق تماس تلفنی از وقوع قتلی در این منطقه مطلع شدند
ناپدری جنایتکار که با زدن یک ضربه چاقو به سرش در زندان رجایی شهر قصد خودکشی داشت، در این اقدام خود ناکام ماند. این مرد که متهم است یک شب پس از مراسم بله برون دخترخوانده‌اش، او را با ضربات چاقو به قتل رسانده است، صبح دیروز برای اخذ آخرین دفاع مقابل بازپرس اصغرزاده قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 29 اسفند ماه سال گذشته، ماموران کلانتری خانی‌آباد از طریق تماس تلفنی از وقوع قتلی در این منطقه مطلع شدند و ماجرا را به اصغرزاده، بازپرس ویژه قتل تهران گزارش کردند. با حضور بازپرس جنایی در محل مشخص شد قاتل مردی 60 ساله به نام علی است که پس از به قتل رساندن دختر خوانده 19 ساله‌اش طاهره، دست به خودزنی زده و روانه بیمارستان شده است.
به این ترتیب ماموران راهی بیمارستان شدند و پس از آن که علی تحت درمان قرار گرفت به بازجویی از او پرداختند. این مرد با اعتراف به قتل دختر 19 ساله گفت: چند سال پیش با مادر طاهره ازدواج کردم و زندگی جدیدم در خانه مادر طاهره آغاز شد. طاهره هم با ما زندگی می‌کرد تا این که قرار شد او با یکی از اقوامش ازدواج کند. من که مشروبات الکلی استفاده می‌کردم از مادر طاهره خواستم پس از ازدواج دخترش خانه خود را به نام من کند و برای همین همیشه به او فشار می‌آوردم تا سریعتر این کار را انجام دهد تا این که یک شب پس از مراسم بله برون طاهره، زمانی که در حال گفت‌و‌گو با همسرم بودم، طاهره متوجه ماجرا شد و فریاد زد از خانه آنها بیرون بروم.
من هم عصبانی شدم و چون طاهره را مانع رسیدن به هدفم می‌دیدم، صبح زود به سراغش رفتم و با ضربات چاقو او را به قتل رساندم.
پس از اعترافات علی، بازپرس اصغرزاده برای او قرار بازداشت صادر کرد و متهم روانه زندان رجایی شهر کرج شد. یک ماه پیش در حالی که رسیدگی به این پرونده ادامه داشت، علی که قصد داشت با زدن چاقو به سرش خودکشی کند روانه بیمارستان شد و از مرگ نجات یافت. به این ترتیب او صبح دیروز مقابل بازپرس اصغرزاده قرار گرفت و بازپرس جنایی پس از اخذ آخرین دفاع متهم برای او به اتهام قتل عمد قرار مجرمیت صادر کرد و پرونده در اختیار شعبه اظهار نظر دادسرای جنایی قرار گرفت.


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:59  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

ايران:اگر وارد خانه نوسازى شده ايد يا اگر به تازگى خانه تان را نقاشى كرده و از بنايى خارج كرده ايد قبل از اينكه هر كار ديگرى بكنيد به فكر طراحى نور در خانه باشيد.
با كمى حوصله و دقت مى توانيد نور قسمت هاى مختلف را طورى تنظيم كنيد تا از فضا هاى مختلف خانه لذت ببريد.
آغاز كار
به قسمت هاى مختلف خانه سر بزنيد. كاغذ و قلم هم همراه داشته باشيد. وارد هر اتاق و يا قسمتى از منزل كه شديد از خودتان سؤال كنيد: ـ اين اتاق را براى چه كارى نياز دارم؟ فكر كنيد كه قرار است در اين قسمت از خانه چه كارى صورت بگيرد. قرار است كودكان در اينجا تكاليفشان را انجام دهند؟ قرار است براى صرف غذا در اين قسمت بنشينيد و ...
- قرار است در اين بخش از منزل چه چيزى ديده شود؟ تابلوى خاصى، يا عكس ويژه اى براى ديده شدن وجود دارد؟ تمام اين نكات را يادداشت كنيد. به شما كمك مى كند تا بدانيد در كدام قسمت از خانه بايد نور تشديد شود و در كدام قسمت نور كمترى لازم است.
- چه كسى قرار است از اين اتاق استفاده كند؟ به طور قطع يك مرد ۷۰ ساله براى خواندن به ده برابر نور بيشتر از يك نوجوان ۱۵ ساله احتياج دارد.
- در چه ساعاتى از روز بيشتر افراد خانواده در اين اتاق خواهند بود؟ زمانى كه در اين اتاق سپرى مى شود ساعات روشنايى است يا بالعكس.
- و بالاخره اينكه از كدام قسمت نور طبيعى وارد اتاق مى شود.
طراحى كنيد
خيلى ساده است. حتماً لازم نيست شما يك طراح داخلى منزل باشيد تا نور اتاق را براى خودتان تنظيم كنيد. با همين يادداشت هايى كه برداشته ايد و با يك طرح ساده مى توانيد اين كار را انجام دهيد. طرح خانه تان را به صورت خيلى ساده و ابتدايى بكشيد و از روى آن كار طراحى نور را انجام دهيد.
۱- قسمت هاى غير قابل حركت دادن خانه رامشخص و علامت گذارى كنيد. مثل درها، پنجره ها، شومينه و امثال اين قسمتها.
۲- سپس به وسيله فلش جهت قرار گرفتن افراد را مشخص كنيد. مثلاً اينكه جهت تلويزيون به كدام سمت است يا اگر قرار است جايى براى مطالعه باشد جهت صندلى يا ميز مطالعه در كدام سمت قرار دارد.
۳- خروجى هاى برق را بررسى كنيد و تعداد آنها را متوجه شويد. در بعضى از خانه ها به خاطر انشعاب هاى بيش از حد بعضاً موجب بروز خطراتى مى شود.
۴- همچنين محل قرار گرفتن پريزهاى برق را هم مشخص كنيد. مثلاً اينكه حتماً در كنار در ورودى باشد يا كمى جلوتر. در اتاقها و در كنار تخت ها اگر جايى باشد محل مناسبى براى نصب پريز هاى قطع و وصل چراغ هاست.
۵- محل قرار گرفتن مبل راحتى و كاناپه ها در سالن و همچنين محل استقرار تخت هاى خواب در اتاق را مشخص كنيد.
۶- همچنين فكر كنيد كه محل قرار گرفتن چراغ ها را جايى قرار ندهيم كه بعداً براى تعويض لامپ چراغ ها با مشكل مواجه شويد.
به خاطر داشته باشيد...
توازن در اتاقها را حتماً به كار ببريد. اين طور نباشد كه يكى از اتاقها بسيار پرنور و ديگرى بسيار كم نور باشد. حتماً در اخبار علمى ديده و شنيده ايد كه اينكه ناگهان از اتاقى نسبتاً تاريك به اتاق بسيار پرنور برويد به چشمانتان صدمه وارد مى شود.
حتى الامكان سعى كنيد در اتاقها از دو يا سه وسيله نورزا بيشتر استفاده نكنيد. حتى بعضى از اتاقها را مى توانيد تنها با يك لامپ كاملاً روشن و پر نور كنيد. هنگامى كه براى خريد لوازم الكترونيكى به بيرون مى رويد حتماً نوشته ها و يادداشت هاى خودر ا همراه داشته باشيد.
و نكته آخر اينكه آيا مى خواهيد تمام لامپهاى خانه يا اتاق را با يك كليد روشن كنيد؟ پيشنهاد طراحان داخلى منزل اين است كه براى لامپها و چراغ هاى مورد استفاده تان از ديمر يا كنترل كننده نور استفاده كنيد. نكته آخر هم اينكه سعى كنيد براى هر قسمت و هر اتاق بيشتر از سه كليد استفاده نكنيد. چون هر بار كه مى خواهيد يك چراغ مورد نظرتان را روشن كنيد با مشكل تشخيص كليد مواجه خواهيد شد.
با استفاده از اين راه حل هاى ساده مى توانيد خودتان براى خودتان مطراحى چراغ خانه تان را انجام دهيد و از آن لذت ببريد


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:58  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

ايران :در هفته جارى ديلى ميل با انتشار گزارشى مدعى شد كه يافته هاى جديد علمى نشان مى دهد صداهاى زنان اصولاً و برطبق موارد به اثبات رسيده براى مردان «ديرفهم تر» است و مردان در شنيدن و تشخيص آن مشكل دارند كه سالها است به خاطر بى توجهى به اظهارات زنان خود تحت اعتراض و شماتت قرار دارند، حالا يك بهانه و توجيه علمى هم براى كارهاى خود دارند!
در مقاله اين روزنامه از زبان محققان شاغل در دانشگاه شفيلد انگليس آمده است كه مردان ذاتاً و براساس شرايط جسمانى شان در شنيدن صدا و فهميدن منظور زنان دچار مشكل مى شوندولى صداى ساير مردان را راحت تر مى شنوند و آسانتر منظور آنان را مى گيرند. يكى از محققان كه مردى به نام مايكل هانتر است ، به روزنامه مذكور گفته است :«صداى زنان اصولاً پيچيده تر از صداى مردان است و اين به «تن» و حجم صداى آنان و شيوه پخش شدن آن در هوا برمى گردد و شايد هم به تم ملوديك و آهنگينى كه در صداى اكثر زنان وجود دارد . هرچه هست مردان از اين پس اجازه دارند صداى همسران خود را نشنوند و راحت راحت باشند!


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:58  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

سلامت به نقل از رويترز: براساس آزمايش‌هاي انجام شده بر روي حيوانات، حتي يك بار مصرف داروهاي حاوي آمفتامين در حين رشد جنين، باعث آسيب به مغز و اختلالات درازمدت حركتي مي‌شود.
دكتر پيتر ولز در اين زمينه مي‌گويد: (ما مدت زيادي است كه از ارتباط آمفتامين و تولد نوزادان كم‌وزن، لب‌شكري و داراي بدفرمي‌هاي نوزادي مطلعيم اما اين اولين باري است كه يك تحقيق نشان مي‌دهد حتي يك بار مصرف آمفتامين در دوران بارداري باعث آسيب درازمدت مي‌شود.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:57  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

هر مادري كه يك بار زايمان طبيعي را تجربه كرده باشد، حتما تصديق مي‌كند كه زايمان درد عظيمي را به مادر تحميل مي‌كند ، دردي كه از دير باز گريبان‌گير مادران بوده است و باعث شده تا با پيشرفت علم پزشكي در سال‌هاي اخير، بسياري از مادران به دلخواه، خود براي فرار از آن به دامن سزارين پناه ببرند.
اين درحالي است كه امروزه سازمان‌هاي بهداشتي و درماني در تلاشند تا آمار فزاينده سزارين را كاهش دهند و مادران را به انجام زايمان‌هاي طبيعي علاقه‌مند، و به اين منظور روش‌هاي تازه‌اي را براي بي‌دردي زايمان پيشنهاد كنند. يكي از اين روش‌هاي كاهش درد زايمان كه اميدهاي زيادي به آن بسته شده، زايمان در آب است.

زايمان در حوض
اين روش كه در اوائل دهه 1970 ميلادي ابداع شد و با وجود استقبال مادران، هنوز به عنوان روش بدون عيبي شناخته نمي‌شود و محققان كماكان به دنبال يافتن معايب احتمالي و خطرات آن براي مادر و نوزاد هستند. اگرچه پس از سال‌ها، رفته‌رفته اين روش در غرب به يك استاندارد نسبي رسيده است. امروزه بسياري از بيمارستان‌ها در اروپا و امريكا با داشتن حوضچه‌هاي مخصوصي از اين روش استفاده مي‌كنند. همچنين بسياري از خانواده‌ها كه تمايل به انجام زايمان در منزل دارند، با كرايه كردن يك حوضچه مي‌توانند در منزل شاهد تولد نوزادشان باشند . زنان بسياري از تولد نوزادشان در آب گرم (با دماي نزديك 40-35 درجه و مناسب دماي بدن) احساس رضايت مي‌كنند. در اين آب، دماي بدن نوزاد پس از تولد بالا نمي‌رود و براي او كه هر تغييري مي‌تواند به منزله يك شوك عمل كند، كاملا مناسب و بي‌خطر است. تنها مسئله‌اي كه اينجا مهم به‌نظر مي‌رسد، مسئله تنفس نوزاد است كه متخصصان نيز معتقدند اين روش از نظر تنفسي مشكلي براي نوزاد به وجود نخواهد آورد؛ چون پيش از اين نوزاد در رحم مادر در آب ‌زيسته است.

زايمان در آب‌هاي ايران
با وجود علاقه‌مندي مسئولين و متوليان امور و ماماهاي ايراني براي انجام زايمان‌هاي طبيعي و كاهش آمار سزارين با گسترش روش‌هاي بي‌دردي زايمان، در انجمن مامايي، كسي از مكاني براي انجام زايمان در آب در داخل كشور اطلاع ندارد ودر بيمارستان‌هاي نجميه و ميرزا كوچك‌خان، به عنوان بيمارستان‌هايي كه به‌طور تخصصي در حوزه زنان و زايمان فعاليت مي‌كنند هم اين روش انجام نمي‌شود. اساتيد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه تهران هم از انجام اين روش در كشور اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند. ضمن اينكه در اين روش بايد از ماماهاي كارآزموده استفاده شود كه در داخل كشور ماماها هنوز از آموزش‌هاي لازم در مورد روش‌هاي بي‌دردي زايمان بي‌بهره‌اند، چه برسد به انجام زايمان در آب.
مسئول دفتر مامايي وزارت بهداشت دراين باره مي‌گويد: <به هر حال هر زايماني با زايمان ديگر بسيار متفاوت است و اين طور نيست كه بگوييم هر زايمان كاملا شبيه زايمان‌هاي ديگر است. در اين اتفاق هم مثل ساير بخش‌هاي پزشكي احتمالات زيادي وجود دارد و ممكن است مسائل مختلفي پيش بيايد.> معصومه شاه‌محمدي مي‌افزايد: <در حالت كلي به اين دليل كه نوزاد از شكم مادر خارج مي‌شود و محيط آب به هوا تغيير مي‌يابد، نوزاد نفس مي‌كشد اما اينكه يك نوزاد خلاف بقيه عمل كرده، چيزي را اثبات يا نفي نمي‌كند. به هرحال، پزشكي علم استثناهاست. اگرچه به‌طور كلي، روي قضيه زايمان در آب حرف و حديث‌هاي گوناگوني هست، عده‌اي آن را مي‌پذيرند و عده‌اي نمي‌پسندند.> وي مي‌گويد: <هم‌اكنون در ايران طي طرحي در دانشگاه علوم پزشكي ايران و در بيمارستان اكبرآبادي زايمان در آب انجام مي‌شود. حوضچه‌هايي براي اين منظور تهيه شده و مدت كوتاهي است كه طرح در حال اجراست. اما زايمان در آب هنوز به طور رسمي و همراه با ساير روش‌هاي بي‌دردي زايمان اجرا نمي‌شود.>

نبايدهاي زايمان در آب
با اينكه اين تكنيك، روش بسيار مناسبي به نظر مي‌رسد ولي در موارد خاصي استفاده از اين روش توصيه نمي‌شود، براي مثال وقتي نوزاد در شكم مادر جابجا نشده باشد و سرش به طرف پايين نباشد(وضعيت بريچ) يا نوزادان چندقلو باشند يا در شرايطي كه مادر از اكلامپسي (فشارخون و دفع پروتئين در ادرار و تشنج حاملگي، گاهي همراه با اغما) رنج ببرد، اين روش توصيه نمي‌شود.
به‌علاوه در هنگام وجود نشانه‌هايي از بي‌قراري يا تنش و حركات غيرارادي در جنين، خونريزي، ادامه يافتن حاملگي با پروستاگلندين‌ها، استفاده مادر از مسكن‌هايي نظير پتيدين يا بالا بودن سن مادر انجام زايمان در آب به هيچ‌وجه توصيه نمي‌شود.

ترديدهاي تازه
با تمام اين تفاسير، مجله پزشكي بريتانيا كه يك نشريه معتبر پزشكي در جهان محسوب مي‌شود، در شماره 7 مي 2005 در بخش گزارش هاي باليني از تولد نوزادي در آب خبر داده كه به دليل تنفس در آب حوضچه و با علائم مشكل تنفسي به بخش مراقبت‌هاي ويژه نوزادان منتقل شده است. اين زايمان سر موعد انجام شده و وزن نوزاد 3150 گرم بوده است. مادر 34 ساله اين نوزاد كه اولين زايمان خود را تجربه مي‌كرد، طي بارداري هيچ مشكل خاصي نداشته و دوران بارداري را بسيار طبيعي سپري كرده است. اگرچه در آن مطلب از پيدايش علايم ذات‌الريه در نوزاد سخني به ميان آورده نشده، اما شايد مشكلا‌تي كه براي اين نوزاد پديد آمده، رواج روزافزون اين روش دركشورهاي اروپايي و آمريكايي را تحت‌الشعاع قرار دهد. به اين ترتيب شايد خيلي هم نبايد براي عدم انجام اين روش در زايشگاه‌هاي ايران تاسف خورد.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:54  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

يك دانشجوي پزشكي توانست با وعده دروغين ازدواج، 100 زن و دختر جوان را فريب دهد و از آنها سوءاستفاده كند.
جوان دانشجو زنان و دختران را به بهانه‌هاي مختلف كه بيشتر آنها وعده ازدواج بود به آپارتمانش در تهران مي‌كشاند و پس از خوراندن مواد روانگردان، نيات خود را عملي و از آنها فيلمبرداري مي‌كرد.
اين حادثه در سال 83 رخ داد.
جواني كه با پيشنهاد دوستي مزاحم دختر جواني شده بود پس از آن كه با ممانعت دختر مواجه شد، او را با ادعاي ارتباط با عالم غيب و اين كه مي‌تواند همزاد دختر را به او نشان دهد، فريب داد. وي با اين ادعا دختر را به محل سكونت خود كشاند و درحاليكه قصد تعرض به وي را داشت ، دختر با او درگير شده و از محل فرار كرد.

به گزارش گروه «حوادث» ايسنا اينها بخشي از حوادثي است كه از رابطه‌هاي ناسالم و ناآگاهانه شكل مي‌گيرند و حتي در پاره‌اي موارد كه كه فريب‌خوردگان در سنين كمتري به سر مي‌برند، شاهد رخداد يك فاجعه هستيم؛ آن جا كه دختران نوجوان عمدتا پس از گريز از منزل با اتصال به حلقه پسران مجرم، بزهكار حرفه‌اي شده و حتي در سنين 17 سالگي اقدام به تشكيل باندهاي فساد مي‌كنند.

آري! همه آنچه از نظر ما غيرقابل تصور است مي‌تواند از يك ماجراي ساده آغاز شده باشد. سالهاست روابط دختران و پسران در جامعه، به دلايلي كه ريشه در بي‌برنامگي‌ها در عرصه اجتماعي دارند، زمينه‌ساز برخي جرايم شده‌اند. معضلي كه گاه، كاويدن آن، نزد برخي ديدگاهها، حكم حركت بر خطوط قرمز دارد.

اما با اين حال و با وجود احتمالي كه از بدخيمي برخي حوادث، صرفا به دليل ناآگاهي حكايت مي‌كنند، نمي‌توان از موضوع مهم «مديريت احساس و عواطف» صرفنظر كرد و آن را به عنوان يك نياز اجتماعي مؤثر در پيشگيري از حوادث ناديده گرفت.

به اعتقاد روانشناسان و كارشناسان تعليم و تربيت، آموزش چنين مديريتي كه نياز دوره نوجواني و جواني است، با توجه به چارچوبهاي تعريف شده شرع و عرف، اهميتي بسزا دارد و موجب رشد و تكامل فرد و جلوگيري از ارتكاب جرايمي مي‌شود كه برخاسته از روابط انساني دو جنس است.

در تعريف كارشناسان، ارتباط ميان دختران و پسران، يكي از موارد ارتباطات ميان فردي است كه در صورت ادامه يافتن اين ارتباط متقابل در طول زمان و حاكم شدن هنجارهاي خاص بر رفتار و گفتار طرفين عنوان «رابطه» مي‌يابد.

تمايل به رابطه در دختران و پسران در سنين نوجواني و بر اساس يك ميل طبيعي و غريزي آغاز مي‌شود.

دكتر مهدياني ، متخصص علوم تربيتي در اين زمينه به ايسنا مي‌گويد: «دختران و پسران در همه جوامع بر اساس يك نياز رواني، غريزي، و طبيعي جذب هم مي‌شوند، ولي حد و حدود روابط به هنجارهاي اجتماعي هر كشور بر مي‌گردد.»

وي درباره وضعيت كنوني روابط دختران و پسران در سطح جامعه مي‌افزايد: «آنچه مسلم است در كشور ما نسبت به اين موضوع حساسيت‌هاي بيش از حدي اعمال شده و عواقب اين حساسيت‌ها آن بوده كه اين روابط انساني به جاي آن كه در حد معقول شكل بگيرند، اغلب، صورتي پنهاني بيابند كه از جمله عوارض آن،‌ غيرقابل كنترل شدن نوع رابطه و بروز حوادث و جرايم در حالت خوشبينانه، تاسف برانگيز و پرهزينه و در شرايطي هم غيرقابل جبران است.»

دكتر مهدياني اضافه مي‌كند: «از نظر شرعي و قانوني ضرورتي براي اين همه سختگيري وجود ندارد. البته اين روابط به مرور و در هفت هشت سال گذشته، سالمتر، آگاهانه‌تر و غيرپنهاني‌تر شده‌اند كه بايد همچنان اين روند مثبت ادامه يابد.»

به گفته وي افراد بايد تشويق شوند كه از ايجاد رابطه‌هاي سالم انساني در محيط‌هاي عمومي مانند محيطهاي دانشجويي، فرهنگسراها و .... هراسي نداشته باشند و زندگي در عرصه اجتماعي را تمرين كنند.

دكتر مهدياني با اشاره به حوادثي كه برخاسته از روابط نادرست و احساسي دو جنس و اغلب به دنبال وعده ازدواج از سوي پسران و ساده‌انديشي دختران است، تصريح مي‌كند: «مبناي هر ازدواجي مي‌تواند آشنايي دختران و پسران باشد، اما اگر رابطه از شكل معقول خود خارج شود و دختر و پسر از لحاظ ذهني در محيط نامناسبي قرار گيرند، ممكن است مسايلي رخ دهد كه بر اثر آن از رابطه‌اي كه مي‌توانست مبناي ازدواج باشد، تنها سوءاستفاده صورت گيرد.»

به اعتقاد وي در اين روابط، معمولا دختران بسيار آسيب مي‌بينند . شايد كم نباشند دختراني كه بر اثر همين روابط پنهان تبديل به دختران خياباني و كم كم مسايلي ديگري همچون اعتياد هم گريبان آنها را گرفته باشد.

وي تاكيد مي‌كند: هر چقدر چيزي نهي شود، فرد به آن حريص‌تر مي‌شود و بسياري از ناهنجاري‌هايي كه امروز گريبان افراد را گرفته، ناشي از همين روابط پنهاني ناسالم است.

دكتر مهدياني مي‌افزايد: «اگر والدين از ابتدا با روحيه فرزندان مانوس شوند، آنها را در همه زمينه‌هاي زندگي آموزش داده و آگاه كنند و حتي در بحث كردن راجع به روابط دو جنس حساسيت كمتري نشان دهند، و با آن به شكل انساني برخورد كنند، در نتيجه رابطه صميمي‌تر والدين و اعضاي خانواده ، ارتباطات اجتماعي آنها چارچوب تعريف شده‌تر و عيان‌تري مي‌يابد.»

به گزارش ايسنا از ديدگاه كارشناسان منظور از ارتباط سالم ارتباطي است كه سلامت جسم و جان فرد را تضمين كرده و مشاركت دو جنس در زمينه مطالعات اجتماعي ، تحقيقات و پژوهش‌ها، هم‌نويسي و هم‌پژوهي مي‌تواند موجب توسعه علمي و فرهنگي كشور شود؛ زيرا همانطور كه زن و مرد در رسيدن به تكامل انساني نيازمند همراهي هستند، در ساير مسايل اجتماعي هم مي‌توانند مكمل يكديگر باشند.

نتايج يك تحقيق بر روي دانشجويان نشان مي‌دهد كه 80 درصد مصاحبه شوندگان وضعيت مطلوب روابط دو جنس را با رعايت موازين شرعي و عرفي مرتبط‌ دانسته‌اند.

همچنين از ديدگاه كارشناسان عدم مديريت صحيح روابط عاطفي بين جوانان و عدم پايبندي به اعتقادات مذهبي كه مبتني بر يك ايدئولوژي پوياست ، مهمترين عوامل مؤثر در ايجاد ارتباط نامطلوب انساني و اجتماعي است.

آمارها نشان مي‌دهد كه تعداد طلاق‌هاي ثبت شده در سه ماهه اول سال جاري در مقايسه با مدت مشابه سال قبل 3 درصد افزايش نشان مي‌دهد.

دكتر مهدياني معتقد است: شايد افزايش آمار طلاق معلول اين علت باشد كه اكثر ازدواج‌ها ناشي از عدم شناخت طرفين از يكديگر در اثر سخت‌گيري‌هاي خانواده و جامعه است و بايد تسهيلاتي در اين زمينه فراهم شود.

مشكل ارتباطات ناسالم دو جنس بويژه در سنين نوجواني كه به دلايل پيش گفته رخ مي‌دهد و موجب رخداد حوادث مجرمانه مي‌شود، درحاليست كه با ورود اينترنت به عرصه ارتباطات در سال‌هاي اخير بسياري از مسايل و معضلات دنياي واقعي به عرصه مجازي هم كشيده شده است.

اگر چه استفاده از اينترنت در كشور ما هنوز فراگير نشده است، ليكن به همين ميزان موجود هم، بيشترين تعداد افرادي كه جست‌وجوگر سايتهاي اينترنتي هستند، از نوجوانان و جوانان جامعه‌اند و در اين ميان دوستي و روابط دختران و پسران از طريق چت بيشترين نمود يافته است. از سويي ديگر در استفاده از چت عمدتا شناخت درجه يك يعني شناخت نسبت به سن و جنس مخدوش مي‌شود و افراد به راحتي مي‌توانند خود را به جاي شخص ديگري جا بزنند، اين مساله در صورت فاش شدن هويت واقعي افراد مي‌تواند، آسيب‌هاي رواني ايجاد كند.

تمامي اين مسايل، لزوم آموزش مديريت عواطف و احساسات و شيوه برقراري ارتباطات سالم فرهنگي و اجتماعي به نوجوانان را چند برابر مي‌كند. چراكه در غير اين صورت برخي نوجوانان استفاده از فضاي مجازي را بر روابط در دنياي واقعي ترجيح مي‌دهند؛ زيرا معتقدند دوستي‌هاي اينترنتي براحتي دور از چشم خانواده، جامعه و سخت‌گيري‌هاي آنان صورت مي‌گيرد.

در اين شرايط و در حالي كه عرصه عمومي براي ظهور برخي رفتارها تنگ شود، ناچار راههاي ديگري براي بروز آن جست‌وجو مي‌شود، چون به هر حال نمي‌توان افراد را از ارتباط سالم كه يك نياز طبيعي و رواني است منع كرد و در صورت چنين كاري، ممكن است اين موضوع در قالب آسيبهاي رواني نمود يابد.

دكتر مهدياني در اين باره مي‌گويد: «ما بايد سياست‌هاي معقول‌تري را پيشه كنيم. مسايل احساسي چيزي نيست كه بتوان آن را در قالب آيين‌نامه، قانون و حدود تعريف كرد. اين مسايل به فضاي تربيتي كشورمان بازمي‌گردد و اگر قرار است كنترلي انجام شود، بايد از طريق فرايند آموزش و كار فرهنگي صورت گيرد.»

وي درباره نقش خانواده‌ها در اين زمينه مي‌افزايد:« خوشبختانه نگاه افراد خانواده به اين نوع روابط سالم، مثبت‌تر است. مشكل بيشتر آن جاست كه بين نگاه دستگاه‌هاي اجرايي، فرهنگي و انتظامي و نگاه خانواده‌ها تعارضاتي وجود دارد.»

به گفته اين متخصص تعليم و تربيت، آنچه مسلم است اين است كه در تعريف اين روابط عمدتا ، اختيار دست خانواده‌ها نيست، بلكه دست نهادهايي است كه در اين زمينه عمل مي‌كنند و آنها هستند كه بايد نگاهشان را درست كنند.

وي مي‌افزايد: «اگر چه هر كشوري هنجارهاي خاص خود را دارد ولي مقابله با برخي از نيازهاي جوانان ايجاد ناهنجاري مي‌كند و نگراني‌هاي خانواده‌ها از ارتباطات فرزندانشان بويژه دختران عمدتا ناشي از دغدغه‌هايي است كه خانواده‌ها خود براي خود ايجاد كرده‌اند.»

دكتر مهدياني معتقد است كه دروني كردن ارزش‌ها و هنجارهاي مربوط به يك رابطه سالم از طريق فرايند جامعه‌پذيري اگر چه راهي سخت‌تر و طولاني‌تر به نظر مي‌آيد اما مطمئن ترين راه براي حركت در مسير الگوهاي يك جامعه سالم است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 10:52  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

اعتماد:اسرار خانه‌ فسادي‌ كه‌ با تلويزيون‌ مدار بسته‌ كنترل‌ مي‌ شد"ماموران‌ پليس‌ در جريان‌ تعقيب‌ عاملان‌ يك‌ جنايت‌ به‌ اين‌ خانه‌ راه‌ يافتند
کارآگاهان‌ جنايي‌ تهران‌ در تعقيب‌ دو قاتل‌ فراري‌، به‌ يك‌ مركز فساد رسيدند كه‌ توسط‌ يك‌ زن‌ ميانسال‌ راه‌اندازي‌ شده‌ بود و در آن‌ دختران‌ فراري‌ را به‌ فحشا وا مي‌داشتند.
در اين‌ ساختمان‌ ده‌طبقه‌ دوربين‌ مداربسته‌ تلويزيوني‌ نصب‌ شده‌ بود و ساكنانش‌ با يك‌ دوربين‌ مخفي‌ كه‌ بر فراز در ورودي‌ نصب‌ شده‌ بود، اطراف‌ خيابان‌ را با صفحه‌ تلويزيون‌ زيرنظر داشتند تا در صورت‌ پيدا شدن‌ ماموران‌ پليس‌، ساكنان‌ ساختمان‌ را با خبر كنند.يكي‌ از افسران‌ اداره‌ آگاهي‌ كه‌ همراه‌ با گروهي‌ از ماموران‌ اين‌ ساختمان‌ را زير نظر داشتند، مي‌گويد:به‌ خيال‌ خود ساعت‌ها در گوشه‌ و كنار خيابان‌ مخفي‌ شده‌ بوديم‌ و اين‌ ساختمان‌ را زير نظر داشتيم‌، اما وقتي‌ بطور ناگهاني‌ وارد ساختمان‌ شديم‌، ديديم‌ دو نفر پاي‌ گيرنده‌هاي‌ تلويزيوني‌ نشسته‌اند و تصاويري‌ از ورود ما را تماشا مي‌كنند. آنها حتي‌ ما را كه‌ در خيابان‌ قايم‌ شده‌ بوديم‌ و ساختمان‌ را زير نظر داشتيم‌، لحظه‌ به‌ لحظه‌ بر صفحه‌ تلويزيون‌ مي‌ديدند.
ماجرايي‌ كه‌ به‌ كشف‌ اين‌ مركز فحشا انجاميد، از يك‌ جنايت‌ در شهرك‌ وليعصر تهران‌ آغاز شده‌ بود.
طي‌ اين‌ جنايت‌ كه‌ نيمه‌ شب‌ سه‌شنبه‌ رخ‌ داد، دو مرد مهاجم‌ وارد خانه‌يي‌ در شهرك‌ وليعصر شدند و پس‌ از كشتن‌ يكي‌ از ساكنان‌ اين‌ خانه‌ فرار كردند.
ساعت‌ 12 شب‌ سه‌شنبه‌ خبر اين‌ قتل‌ به‌ كلانتري‌ 153 شهرك‌ وليعصر رسيد و اعلام‌ شد مردجواني‌ به‌ نام‌ نادر با ضربات‌ متعدد چاقو در خانه‌اش‌ كشته‌ شده‌ است‌.
ماموران‌ كلانتري‌، موضوع‌ را به‌ بازپرس‌ اصغرزاده‌، كشيك‌ ويژه‌ قتل‌ خبر دادند و او بلافاصله‌ همراه‌ با كارآگاهان‌ اداره‌ دهم‌ پليس‌ آگاهي‌ تهران‌ در محل‌ حاضر شد و به‌ بررسي‌ صحنه‌ جنايت‌ پرداختند. آنها وقتي‌ وارد منزل‌ شدند، ديدند علاوه‌ بر مقتول‌، برادر او به‌ نام‌ عباس‌ هم‌ مورد حمله‌ افراد ناشناس‌ قرار گرفته‌ و با ضربات‌ چاقوي‌ آنها بشدت‌ مجروح‌ شده‌ است‌. ماموران‌ اين‌ جوان‌ مجروح‌ را با آمبولانس‌ به‌ بيمارستان‌ انتقال‌ دادند تا تحت‌ عمل‌ جراحي‌ قرار گيرد.
برادر سوم‌ كه‌ ناصر نام‌ دارد و در جريان‌ حمله‌ مهاجمان‌ سالم‌ مانده‌ است‌، به‌ بازپرس‌ جنايي‌ گفت‌: ما سه‌ برادر در اين‌ خانه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ پدرمان‌ است‌، زندگي‌ مي‌كنيم‌. پدرمان‌ همين‌ امشب‌ )حدود نيم‌ ساعت‌ قبل‌ از حمله‌ مهاجمان‌( از منزل‌ بيرون‌ رفت‌ تا به‌ شهرستان‌ سفر كند. من‌ و دو برادرم‌ در خانه‌ بوديم‌ كه‌ ناگهان‌ دو نفر از پنجره‌ تراس‌ منزل‌مان‌ )در طبقه‌ دوم‌ ساختمان‌( وارد اتاق‌ شدند و با قمه‌ و قداره‌ به‌ ما حمله‌ كردند. در جريان‌ اين‌ هجوم‌ برادرم‌ نادر را با ضربات‌ متعدد قمه‌ و قداره‌ كشتند و پس‌ از مجروح‌ كردن‌ برادر ديگرم‌ عباس‌، پا به‌ فرار گذاشتند.
ناصر در ادامه‌ بازجويي‌ اعتراف‌ كرد كه‌ مهاجمان‌ را مي‌شناسد و آنها بخاطر انتقامجويي‌ بر سر يك‌ موضوع‌ ناموسي‌ به‌ خانه‌شان‌ هجوم‌ آورده‌اند.
ناصر گفت‌: اين‌ دو نفر غلامرضا معروف‌ به‌ «رضا كلاهي‌» و عليرضا معروف‌ به‌ «علي‌ باغي‌» هستند كه‌ براي‌ زني‌ به‌ نام‌ فريبا كار مي‌كنند. در ادامه‌ بررسي‌ها معلوم‌ شد فريبا زني‌ فاسد است‌ كه‌ يك‌ خانه‌ فساد را در بلوك‌ تاكسيراني‌ بلوار ابوذر اداره‌ مي‌كند و دختران‌ فراري‌ را در آنجا نگهداري‌ مي‌كند. چون‌ چند روز قبل‌ ناصر با يكي‌ از دختران‌ ساكن‌ در اين‌ خانه‌ مشكل‌ پيدا كرده‌ و او را اذيت‌ كرده‌ و كتكش‌ زده‌ بود فريبا هم‌ به‌ دو مرد مهاجم‌ )علي‌ باغي‌ و رضا كلاهي‌( دستور داده‌ بود به‌ حساب‌ ناصر برسند و او را ادب‌ كنند. اين‌ دو مهاجم‌ هم‌ نيمه‌ شب‌ وارد خانه‌ سه‌ برادر شده‌اند ولي‌ به‌ جاي‌ ناصر، برادرش‌ نادر را كشته‌اند.
بدين‌ ترتيب‌ ماموران‌ به‌ سراغ‌ فريبا رفتند و پس‌ از محاصره‌ خانه‌اش‌ اين‌ ساختمان‌ را پنهاني‌ تحت‌ نظر گرفتند و سپس‌ با هماهنگي‌ لازم‌ وارد خانه‌ شدند. وقتي‌ ماموران‌ وارد ساختمان‌ شدند اؤري‌ از آن‌ دو مرد مهاجم‌ پيدا نكردند و در بازرسي‌ دقيق‌ از خانه‌ ناگهان‌ افسران‌ آگاهي‌ متوجه‌ شدند كه‌ اين‌ خانه‌ مجهز به‌ تلويزيون‌ مدار بسته‌ است‌ كه‌ ساكنانش‌ از طريق‌ دوربين‌ مخفي‌ بيرون‌ از ساختمان‌، توانسته‌اند جريان‌ محاصره‌ ماموران‌ آگاهي‌ را بر صحنه‌ تلويزيون‌ ببينند و هر دو مهاجم‌ را از راه‌ پشت‌ بام‌ ساختمان‌ فراري‌ بدهند.
اما در يك‌ جست‌وجوي‌ سريع‌ و دقيق‌، يكي‌ از مهاجمان‌ كه‌ زير سقف‌ كاذب‌ طبقه‌ دهم‌ ساختمان‌ فريبا مخفي‌ شده‌ بود توسط‌ پليس‌ دستگير شد.متهم‌ كه‌ رضا كلاهي‌ نام‌ دارد به‌ همراه‌ فريبا و يكي‌ از دختران‌ ساكن‌ اين‌ خانه‌ به‌ نام‌ شيوا دستگير شدند. همچنين‌ در داخل‌ خانه‌ مقدار زيادي‌ انواع‌ مواد مخدر، مشروبات‌ الكلي‌ و بسياري‌ از وسايل‌ فساد پيدا شد.همچنين‌ اتومبيل‌ پژويي‌ كه‌ مهاجمان‌ با آن‌ به‌ خانه‌ مقتول‌ رفته‌ بودند هم‌ شناسايي‌ و توقيف‌ شد كه‌ در استعلام‌ از راهنمايي‌ و رانندگي‌ معلوم‌ شد پژوي‌ مورد نظر مسروقه‌ بوده‌ است‌. در حال‌ حاضر تلاش‌ براي‌ دستگيري‌ علي‌ باغي‌ )مهاجم‌ دوم‌( ادامه‌ دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 6:53  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

خوردن پرتقال خطر ابتلا به آلزايمر را كاهش مي‌دهد.محققان دانشگاه ايروين در كاليفرنيا مي‌گويند ويتامين ب و فولات موجود در پرتقال، بنشن‌ها، سبزي‌هاي برگ سبز و مكمل‌هاي غذايي اسيد فوليك در پيشگيري از بيماري آلزايمر موثرتر از آنتي اكسيدان‌ها و ديگر مواد غذايي است.

به گزارش پايگاه اينترنتي ‪ ، hindustantimes.com‬در اين تحقيق رژيم غذايي زنان و مردان سالم ‪ ۶۰‬سال به بالا بررسي شد. مصرف مواد غذايي و مكمل‌ها در رژيم غذايي افرادي كه بعدها به آلزايمر مبتلا شدند با افراد سالم مقايسه شد.

هر چند به نظر مي‌رسد فولات از ساير ويتامين‌ها و ريزمغذي‌ها مفيدتر باشد، اما اولين پيام اين مطالعه تاكيد بر ارزش رژيم غذايي سالم در كاهش خطر ابتلا به آلزايمر است.

در اين مطالعه دانشمندان نتايج مطالعات مربوط به روند پيري و نقش مواد غذايي در ابتلا و يا پيشگيري از بيماري آلزايمر را بررسي كردند.

در فاصله سال‌هاي ‪ ۱۹۸۴‬تا ‪ ۱۹۹۱‬اطلاعات مربوط به رژيم غذايي روزانه ‪ ۵۷۹‬شركت‌كننده كه ‪ ۵۷‬تن از آنها به آلزايمر مبتلا شدند بررسي شد. محققان دريافتند مصرف فولات، ويتامين‌اي و ويتامين ب ‪ ۶‬به وضوح خطر ابتلا به بيماري آلزايمر را كاهش مي‌دهد. پس از برسسي ميزان تاثير اين سه ويتامين و مقايسه اثر آنها با هم محققان دريافتند اين فولات است كه به طور چشمگيري از آلزايمر جلوگيري مي‌كند.

مصرف روزانه ‪ ۴۰۰‬ميكروگرم فولات تا ‪ ۵۵‬درصد خطر ابتلا به آلزايمر را كاهش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 6:49  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

روز پدر مبارک...

            پدرم دوست دارم روزت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 6:43  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 6:32  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

           اين شعر را براي تو ميگويم
            در يك غروب تشنه تابستان
            در نيمه هاي اين ره شوم آغاز
            در كهنه گور اين غم بي پايان
            اين آخرين ترانه لالاييست
            در پاي گاهواره خواب
            تو
            باشد كه بانگ وحشي اين فرياد
            پيچد در آسمان شباب تو
            بگذار سايه من سرگردان
            از سايه تو دور و جدا باشد
            روزي به هم رسيم كه گر باشد
            كس بين ما نه غير خدا باشد
            من تكيه داده ام به دري تاريك
            پيشاني فشرده ز دردم را
            ميسايم از اميد بر اين در باز
            انگشتهاي
            نازك و سردم را
            آن داغ ننگ خورده كه مي خنديد
            بر طعنه هاي بيهده ‚ من بودم
            گفتم كه بانگ هستي خود باشم
            اما دريغ و درد كه زن بودم
            چشمان بيگناه تو چون لغزد
            بر اين كتاب در هم بي آغاز
            عصيان ريشه دار زمانها را
            بيني شكفته در دل هر آواز
            اينجا ستاره ها همه
            خاموشند
            اينجا فرشته ها همه گريانند
            اينجا شكوفه هاي گل مريم
            بيقدرتر ز خار بيابانند
            اينجا نشسته بر سر هر راهي
            ديو دروغ و ننگ و ريا كاري
            در آسمان تيره نمي بينم
            نوري ز صبح روشن بيداري
            بگذار تا دوباره شد لبريز
            چشمان من ز دانه شبنمها
            رفتم ز خود كه پرده
            بر اندازم
            از چهر پاك حضرت مريم ها
            بگسسته ام ز ساحل خوشنامي
            در سينه ام ستاره توفانست
            پروازگاه شعله خشم من
            دردا ‚ فضاي تيره زندانست
            من تكيه داده ام به دري تاريك
            پيشاني فشرده ز دردم را
            مي سايم از اميد بر اين در باز
            انگشتهاي نازك و سردم را
            با
            اين گروه زاهد ظاهر ساز
            دانم كه اين جدال نه آسانست
            شهر من و تو ‚ طفلك شيرينم
            ديريست كاشيانه شيطانست
            روزي رسد كه چشم تو با حسرت
            لغزد بر اين ترانه درد آلود
            جويي مرا درون سخنهايم
            گويي به خود كه مادر من او بود
            
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:23  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

             گر خدا بودم ملائك را شبي فرياد مي كردم
            سكه خورشيدي را در كوره ظلمت رها سازند
            خادمان باغ دنيا را ز روي خشم مي گفتم
            برگ زرد ماه را از شاخه شبها جدا سازند
            نيمه شب در
            پرده هاي بارگاه كبرياي خويش
            پنجه خشم خروشانم جهان را زير و رو مي ريخت
            دستهاي خسته ام بعد از هزاران سال خاموشي
            كوهها را در دهان باز دريا ها فرو مي ريخت
            مي گشودم بند از پاي هزاران اختر تبدار
            ميفشاندم خون آتش در رگ خاموش جنگلها
             مي دريدم پرده هاي دود را تا در
            خروش باد
            دختر آتش برقصد مست در آغوش جنگلها
            مي دميدم در ني افسوني باد شبانگاهي
            تا ز بستر رودها چون مارهاي تشنه برخيزند
            خسته از عمري بروي سينه اي مرطوب لغزيدن
            در دل مرداب تار آسمان شب فرو ريزند
            بادها را نرم ميگفتم كه بر شط تبدار
             زورق سرمست عطر سرخ گلها
            را روان سازند
            گورها را مي گشودم تا هزاران روح سرگردان
            بار ديگر در حصار جسمها خود را نهان سازند
            گر خدا بودم ملائك را شبي فرياد مي كردم
            آب كوثر را درون كوزه دوزخ بجوشانند
            مشعل سوزنده در كف گله پرهيزكاران را
            از چراگاه بهشت سبزتر دامن برون رانند
            خسته از زهد
            خدايي نيمه شب در بستر ابليس
            در سراشيب خطايي تازه ميجستم پناهي را
            مي گزيدم در بهاي تاج زرين خداوندي
            لذت تاريك و درد آلود آغوش گناهي را
            
            
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:22  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

             و رسالت من اين خواهد بود
             تا دو استكان چاي داغ را
             از ميان دويست جنگ خونين
             به سلامت بگذرانم
             تا در شبي باراني
             آن ها را
             با خداي خويش
             چشم در چشم هم نوش كنيم
            
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:18  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

            بي تو
             نه بوي خاك نجاتم داد
            نه شمارش ستاره ها تسكينم
            چرا صدايم كردي
            چرا ؟
            سراسيمه و مشتاق
            سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
            نشان به آن نشان
            كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
             و عصر
            عصر واليوم بود
             و فلسفه بود
             و ساندويچ دل وجگر...!
            
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:17  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

            تو با يك جرعه از درياي يادت
            ميان باغ قلبم جا گرفتي
            تو با يك انعكاس نقره اي رنگ
            تو چون يك هديه فيروزه اي
            رنگ مرا بر قايق رويا نشاندي
            و با يك لطف يك لبخند ساده
            مرا به سرزمين عشق خواند ي
            تو ديار ميان قلب ها را
            به رسم آسماني ها شكستي
            چون حسي غريب و واژه هاي سرخ
            ميان دفتر روحم نشستي
             تو درياي ترين ترسيم يك موج
            تو تنها جاده دل تا خدايي
            تو مثل شوق يك كودك لطيفي
            تو مثل عطر يك
            گلدان رهايي
            تو مثل نغمه موزون باران
            به روي اطلسي ها نازنيني
            و تا وقتي روحم مال اينجاست
            به روي صفحه دل مي نشيني                                     به همسرم..
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:13  توسط بچه محل...(فضول محله!)  | 

            ايكاش در چشم هايت ترديد را ديده بودم
            يا از همان روز اول از عشق ترسيده بودم
            ايكاش آن شب كه رفتم از آسمان گل بچينم
            جاي گل رز
            برايت پروانگي چيده بودم
            گل را به دست تو دادم حتي نگاهم نكردي
            آن شب نمي داني اما تا صبح لرزيده بودم
            آن شب تو با خود نگفتي كه بر سرمن چه آمد
            با خود نگفتي ز دستت من باز رنجيده بودم
            انگار پي برده بودي ديوانه ات گشته ام من
            تو عاشق من نبودي و دير فهميده بودم
            از آن
            شب سرد پاييز كه چشم من به تو افتاد
            گفتم ايكاش شب ها هر گر نخوابيده بودم
            از كوچه كه مي گذشتيم حتي نگاهم نكردي
            چشمت پي ديگري بود اين را نفهميده بودم
            آن شب من و اشك و مهتاب تا صبح با هم نشستيم
            ايكاش يك خواب بد بود چيزي من ديده بودم
            تو اهل آن دوردستي من يك اسير زميني
            عشق زمين و افق را ايكاش سنجيده بودم
            بي تو چه شبها كه تا صبح در حسرت با تو بودن
            اندوه ويرانيت را تنها پرستيده بودم
            وقتي صدا كردي از دور با عشوه اي نادرت را
            آن لهجه نقره اي را ايكاش نشنيده بودم
            انگار تقصير من بود حق با تو و آسمان است
            وقتي كه تو مي گذشتي از دور
            خنديده بودم
            اما به پروانه سوگند تنها گناهم همين ست
            جاي تو بودم اگر من صد بار بخشيده بودم
            بايد برايت دعا كرد آباد باشي و سرسبز
            ايكاش هرگز نبيني چيزي كه من ديده بودم
            اندوه بي اعتناي چه يادگار عجيبي ست
            اما چه شب ها كه آن را از عشق بوسيده بودم
            حالا بدان تو كه
            رفتي در حسرت بازگشت
            يك آسمان اشك آن شب در كوچه پايشده بودم
            هر گز پشيمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
            رفتي كه شايد بدانم بيهوده رنجيده بودم
            حالا تو را به شقايق ديگر بيا كوچ كافيست
            جاي تو بودم اگر من اين بار بخشيده بودم..

                                                                      تقدیم به همسرم.....
            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:12  توسط بچه محل...(فضول محله!)  |