






|
نتيجه انتخابات کمی غيرمنتظره بود، من شخصاً تصور می کردم آقای معين به عنوان نفر دوم انتخاب شود اما اين طور نشد.
به نظر من آنچه باعث شد او رأی لازم را نياورد اين بود که مردم عادی بدون در نظر گرفتن موانع اصلاحات و بدون در نظرگرفتن اينکه چه عواملی اجازه نداد که آقای خاتمی بتواند برنامه هايش را پياده کند از اصلاحات در ايران نا اميد شده بودند.
در ميان نامزدهای انتخاباتی تنها فردی که هيچگاه حرفش عوض نشد و از ابتدا هم بر اصولی که خودش به آنها اعتقاد داشت پايفشاری کرد آقای احمدی نژاد بود در حالی که افرادی که تا ديروز معتقد بودند که حتی رنگ روسری خانمها بايستی تيره باشد ديديم که هنگام انتخابات چقدر حرفشان عوض شد.
البته من در اينکه کسی تحول فکری پيدا کند اشکالی نمی بينم اما اينکه اين تحول فکری صرفاً در زمان انتخابات و برای جلب آرای مردم باشد کمی محل تأمل است.
نکته ای که ناگفته نبايد بماند اين است که کسانی در اجتماع هستند که به افکاری مانند افکار آقای احمدی نژاد تعلق دارند و چون آقای احمدی نژاد هيچ اظهارنظری مغاير با آنچه قبلاً گفته بود نکرده بود باعث شد کسانی که مثل او فکر می کردند در عقيده شان در رأی دادن به او راسختر شوند.
مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد دو چهره شگفتی ساز اين دور انتخابات شده اند |
محافل روشنفکری و سياسی ايران نه فقط هيچ شانسی برای محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی برای کسب آراء عمومی قائل نبودند، بلکه برنامه های آنها را نيز که اولی بر "احيای فرهنگ شهادت طلبی" و دومی بر "اعطای حقوق ماهيانه ۵۰ هزار تومان به هر ايرانی بالاتر از ۱۸ سال" استوار بود، اساسا جدی نمی گرفتند. اما ظاهرا همين دو شعار سبب جذب آراء اقشار خاصی به اين دو کانديدا شد.
|
محمود احمدی نژاد که يکی از سه کانديدای طيف موسوم به اصولگرايان بود، به خلاف دو همتای ديگر خود، تلاشی برای جذب رای افراد عادی جامعه نکرد و از همين رو، شعارهای انتخاباتی خود را در جهت کسب رای نيروهای موسوم به حزب اللهی سامان داد. او ظاهر خود را نياراست، آزادی و دموکراسی را ستايش نکرد و از زبان انقلابيون دهه ۶۰ ايران فاصله نگرفت |
محمود احمدی نژاد که يکی از سه کانديدای طيف موسوم به اصولگرايان بود، به خلاف دو همتای ديگر خود، تلاشی برای جذب رای افراد عادی جامعه نکرد و از همين رو، شعارهای انتخاباتی خود را در جهت کسب رای نيروهای موسوم به حزب اللهی سامان داد. او ظاهر خود را نياراست، آزادی و دموکراسی را ستايش نکرد و از زبان انقلابيون دهه ۶۰ ايران فاصله نگرفت. او حتی به صراحت اعلام کرد که انقلاب سال ۱۳۵۷ برای دموکراسی نبوده است.
نيروهای موسوم به حزب الله که اغلب در مساجد، بخشی از حوزه های علميه و نهادهای نظامی مانند بسيج فعاليت دارند، از ميان محمدباقر قاليباف که از دادن شعارهای سختگيرانه مذهبی خودداری می کرد و علی لاريجانی که عموما زبانی دو پهلو به کار می گرفت، محمود احمدی نژاد را کانديدای مناسب تری برای پيگيری علايق خود يافتند و در روزهای آخر منتهی به انتخابات به گونه ای کم سر و صدا، به سازماندهی اعضا و هواداران پرداختند و در نهايت رای منسجمی را به طور سرتاسری به نفع او به صندوق ريختند.
اين رای منسجم سبب شد که محمود احمدی نژاد از صورت يک کانديدای کم شانس به رقيب اکبر هاشمی رفسنجانی برای دور دوم انتخابات تبديل شود.
احتمالا نکته ديگری هم باعث بالا رفتن رای محمود احمدی نژاد، بخصوص در محلات فقير نشين تهران شده است. محمود احمدی نژاد با اعلام اينکه خواستار بازگشت به "ساده زيستی" دوران نخست انقلاب است، در طول دوران شهرداری خود يک سلسله "ديدارهای مردمی" با مردم جنوب شهر داشته و در اين ديدارها سعی کرده است چهره ای "خاکی و متواضع" از خود نشان دهد.
قاعدتا مردمی که دولتمردان را جز در مراسم رسمی و يا سوار ماشين های شيک و همراه با اسکورت نديده اند، رفتار محمود احمدی نژاد را بيشتر پسنديده اند و از همين رو بدون آنکه به شعارها و برنامههای وی التفاتی داشته و يا از عواقب سياستهای او و حاميانش اطلاعی داشته باشند، او را به خود نزديک تر يافته اند.
شگفتی آفرينی "شيخ اصلاحات"
|
مهدی کروبی هم که خود را "شيخ اصلاحات" می داند، با ارائه برنامه ای اقتصادی، طبقات فرودست و محروم جامعه را مخاطب خود کرد و وعده داد که در صورت دستيابی به کرسی رياست جمهوری، به همه افراد بالاتر از ۱۸ سال، ماهيانه ۵۰ هزار تومان خواهد پرداخت |
مهدی کروبی هم که خود را "شيخ اصلاحات" می داند، با ارائه برنامه ای اقتصادی، طبقات فرودست و محروم جامعه را مخاطب خود کرد و وعده داد که در صورت دستيابی به کرسی رياست جمهوری، به همه افراد بالاتر از ۱۸ سال، ماهيانه ۵۰ هزار تومان خواهد پرداخت. البته احتمال دارد که حتی طبقات محروم جامعه نيز وعده کروبی را جدی نگرفته باشند، اما برای يک خانواده پر جمعيت که دغدغه ای جز امرار معاش ندارد، وعده مهدی کروبی در برابر شعارهای روشنفکرانه يا ايدئولوژيک ساير کانديداها امری ملموس و عينی به نظر می رسد.
به هر حال از نظر فرد محرومی که تصور روشنی از ديدگاه کانديداها ندارد و پيروزی هر يک از آنها برايش علی السويه است، اگر برنامه کروبی به هيچوجه به عمل در نيايد، وی نيز فردی خواهد بود مثل ساير کانديداها! اما بر اساس "اصل عدم قطعيت" که راهنمای هر انسانی در هر سطحی است، اگر اين برنامه حتی يک درصد نيز شانس اجرا داشته باشد، ارزش دادن يک رای را دارد!
با اين همه، رای غير قابل پيش بينی کروبی دلايل ديگری نيز داشته است که از آن جمله می توان به استفاده ظريف او از احساسات منطقه ای و قومی و پرهيز از رفتارهای متکلفانه در برابر مخاطبانش اشاره کرد.
|
الحيات: احمدينژاد جايگاه والايي ميان محرومان دارد خبرگزاري فارس: يك روزنامه عربزبان با اشاره به راهيابي غيرمنتظره "محمود احمدي نژاد" شهردار كنوني تهران به دور دوم رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري نوشت: «احمدي نژاد از جايگاه والايي ميان فقرا و مستضعفين برخوردار است.» الحيات چاپ لندن در مقالهاي با تشريح سوابق و سبك زندگي و مسؤوليتهاي احمدي نژاد در دوران انقلاب، نوشت: «احمدي نژاد زماني كه شهردار تهران شد در ساماندهي شهر و آسفالت و نظافت شهر تهران موفق عمل كرد.» |
|
صادق صبا مقامات ايران می گويند طی شش ماه گذشته حدود 25 هزار نفر را به جرم ارتباط با خانه های فحشا دستگير کرده اند.
مقامات ايرانی برای توصيف "فاحشه خانه" از عبارت "لانه فساد" استفاده می کنند. اما اين اصطلاح برای توصيف فعاليت هايی مانند قمار که غيراسلامی تشخيص داده می شود نيز به کار می رود. هيچ گونه آمار رسمی درباره شمار زنان خودفروش در ايران وجود ندارد، اما برخی مقامات اخيرا اشاره کرده اند که ممکن است تا 200 هزار زن تنها در تهران مشغول خودفروشی باشند. عموما معضلات اقتصادی عامل گسترش فحشا در جامعه ايران قلمداد می شود. زنان ايرانی همچنين به کشورهای خليج فارس قاچاق می شوند تا به خودفروشی بپردازند. گزارش های تقريبا روزانه از گسترش فحشا، اعتياد به مواد مخدر و ساير معضلات اجتماعی در روزنامه های ايران باعث ناراحتی خوانندگان می شود، به ويژه آن که مقامات دولت تا چند سال اخير تصويری مثبت و خوشبينانه از زندگی در جمهوری اسلامی ارائه می کردند. | |||||
ابراهیم نبوی ۲۶ خرداد ۱۳۸۴
ما که می دانیم موضوع چیست، شما هم که می دانید موضوع چیست، مردم هم می دانند که چرا به معین رای می دهند. به نظر من از حالا باید معلوم شود. هر کس به هاشمی رای می دهد کسی است که دلش می خواهد دختر ها با آرایش غلیظ به خیابان بیایند و ایران با آمریکا رابطه داشته باشد و قبول کرده است که بنا به گفته هاشمی جمهوری اسلامی اشتباهات اساسی کرده، هرکس هم به معین رای داد، مخالف شورای نگهبان و طرفدار اصلاح اساسی حکومت است، هر کسی که به قالیباف رای داد طرفدار نظامی هاست، هر کسی هم که به احمدی نژاد و لاریجانی رای داد طرفدار ولایت فقیه و رهبری و نظام است.
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
این روزهای آخر یک جوری شده بود. دلم برایش می سوخت. احساس می کردم پشت آن چهره خشن و پشت آن ستاره حلبی قلبی از طلا دارد. گاهی یاد شرک(Shrek) می افتادم که با وجود خشونتش یک قلب مهربان دارد. محسن رضایی گفت: من از حمله آمریکا نگرانی ندارم. چند ساعت بعد از این که معلوم شد از حمله آمریکا نگرانی ندارد، محسن رضایی انصراف داد. او که برای سفر به قصر شیرین رفته بود، گفت: چرا فقط تهران باید پایتخت ایران باشد؟ قصر شیرین هم می تواند پایتخت باشد. این اظهارات نشان می داد که رضایی کاملا قاطی کرده و قصد انصراف دارد. وی قبل از اینکه بتواند قصر شیرین را پایتخت ایران کند، انصراف داد. محسن رضایی که علاقه شدیدی به بقیه نامزدها پیدا کرده بود، اعلام کرد که به نفع هیچ کاندیدایی کنار نرفته است.
من اول می شم، اون دوم
همه نامزدها پیش بینی کردند که یا در مرحله اول انتخاب می شوند یا همراه با هاشمی به مرحله دوم می روند. ستاد احمدی نژاد اعلام کرد: آرای احمدی نژاد چشمگیر خواهد بود. در صورت دومرحله ای شدن انتخابات احمدی نژاد یکی از کاندیداهای دور دوم خواهد بود. ستاد لاریجانی نیز اعلام کرد: قطعا لاریجانی به مرحله دوم می رود. ستاد قالیباف یا انجمن بچه پرروهای مقیم مرکز اعلام کرد: قالیباف در دور اول برنده است. منتجب نیا نیز از طرف ستاد کروبی اعلام کرد: هاشمی و کروبی به مرحله دوم راه خواهند یافت. شکوری راد از ستاد معین اعلام کرد: انتخابات به دور دوم کشیده می شود و معین رای اول را کسب می کند. رئیس ستاد مهرعلیزاده که می ترسید از قافله عقب بماند نیز اعلام کرد: انتخابات به دور دوم کشیده می شود، امیدواریم مهرعلیزاده به مرحله دوم راه یابد. سخنگوی حزب اعتدال و توسعه گفت: هاشمی در همان مرحله اول رئیس جمهور می شود.
نتیجه گیری اخلاقی: عمه کلیه نامزدها در نظرسنجی ها شرکت کرده اند.
نتیجه گیری منطقی: نامزدها علاقه شخصی شان را به عنوان نظر مردم اعلام می کنند.
نتیجه گیری جنگ روانی: نامزدها فکر می کنند زشت است اگر اول نشوند.
دوباره می سازمت وطن
آقا من نمی فهمم چرا این خانم بهبهانی یک دفعه جوش آورد؟ ده سال داریوش هر وقت در کنسرت هایش می خواست اعلام کند که مجددا در حال ترک کردن موادست و قصد دارد از این به بعد دیگر مواد مصرف نکند، دوباره می سازمت وطن را می خواند و خانم بهبهانی هیچ توضیحی در مورد سازندگی وطن نمی داد، حالا یک دفعه چی شد که اینطوری شد؟ از این به بعد احتمالا هر کسی که می خواهد یک کارخانه هم بسازد یا یک جاده آسفالت کند باید از خانم بهبهانی مجوز بگیرد.
حسین زمان که در همایش بزرگ اصلاح طلبان پیشرو با حضور هزاران نفر شرکت کرده بود، دوباره می سازمت وطن را خواند.این همایش با شرکت 20 هزار نفر برگزار شد.
در این همایش، معین گفت: مردم دیگر راضی نمی شوند قلدری بر آنها حکومت کند. مردم گفتند: تا حالا هم راضی نبودیم. کدیور که احتمالا متوجه نوع حرف زدن معین شده است و می داند که اگر او زیاد حرف بزند طرفدارانش را از دست می دهد، اعلام کرد: دکتر معین! کم سخن بگو، ولی فراوان عمل کن. در این همایش فاطمه حقیقت جو که تا دیروز انتخابات را تحریم کرده بود، از معین حمایت کرد.
دفتر تحریم وحدت
فعلا در دفتر تحکیم وحدت گیس و گیس کشی مشاهده می شود. یک گروه به رهبری علی افشاری و غیره اعلام کردند که انتخابات را تحریم می کنند. شورای عمومی تحکیم گفت برخلاف ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی، شرکت در بازی محدود انتخابات غیرموثر و غیرآزاد و برخورد مثبت با آن خواست اقتدارگرایان است. اما سعید رضوی فقیه گفت: اکثریت انجمن های تحکیم پشت سر دکتر معین ایستاده اند.
خاتمی! دوستت دارم وحشتناک!
الهی درد و بلاش بخوره تو سرم، چه دلم براش تنگ شد. خاتمی که فقط تا فردا رئیس جمهور است، در آخرین سخنرانی اش در مورد رئیس جمهور گفت: به کسی رای بدهید که تحصیلکرده باشد و به آزادی و دموکراسی احترام بگذارد. وی گفت: به کسی رای بدهید که از دانشجویان دفاع کرد. وی گفت: به کسی رای بدهید که جراحی این بیمار را بداند و در مورد اسم و آلرژی این جامعه اطلاع داشته باشد. وی گفت: من نمی خواهم بگویم به چه کسی رای بدهید، اما اگر سخنگوی او یک زن باشد که روسری اش سبز مایل به لیمویی باشد بهتر است. خاتمی گفت: نجف آباد یکی از پایگاههای اصلاحات بوده است و به کسی رای بدهید که اهل همان دوروبر ها باشد. خاتمی گفت: اول اسمش م باشد.
جلایی پور و پانک ها
آقا! ما یک رفیقی داشتیم که اسمش شعبانعلی شمقدری بود، یک بار با هم بحث مان شد، گفتم من فلان کار را می کنم. گفت: نمی توانی، گفتم: می کنم. گفت: اگر تو موفق شدی من اسمم را عوض می کنم. به او نگاهی کردم و گفتم: آخر مرد حسابی شعبانعلی شمقدری هم تهدید کردن دارد که مرا از عوض کردن اسمت می ترسانی، باز اسمت شهریار کامکار بود یک چیزی.
جلایی پور گفت: به من اگر میلیاردها تومان پول بدهند، حاضر نیستم با پانکی ها عکس بیندازم.
توضیح: احتمالا منظور جلایی پور از پانکی ها همان دختر و پسر های شیک پوش تهران است که بیست سال پیش یک عده ای که در لندن یک جور دیگری لباس می پوشیدند به آنها پانک می گفتند و حالا فقط شش هفت تا از آن پانک ها در سوئد و دانمارک باقی مانده اند.
توضیح هنری: ما یک دوستی داشتیم که به گیتار و طبل و ویولن و ترومپت می گفت جاز
توضیح مالی: احتمالا یک اشتباهی صورت گرفته، آقای جلایی پور فکر می کند برای اینکه کسی با بچه خوش تیپ ها عکس بگیرد پول می گیرد، در حالی که اینطور نیست، بلکه باید پول بدهد.
توضیح اخروی: یک بار کسی مرده بود، برای انتخاب نوع عذاب او را بردند جهنم و به او گفتند بیا نوع عذابت را انتخاب کن، یک دفعه دید جلایی پور با یک دختر پانک خوشگل نشسته است روی یک مبل، گفت: من می خوام مثل جلایی پور عذاب بکشم، به او گفتند، این عذاب جلایی پور نیست، این عذاب آن دختر پانک است.
دوباره می سازمت معین!
فعلا همه برای آنکه مشت محکمی به دهان هاشمی بزنند، تا آخرین قطره خون ایستاده اند. فرخ نگهدار گفت: تضعیف معین تقویت رفسنجانی است. مصطفی مدنی نیز نوع مشارکت فشاری را پیشنهاد کرد. وی گفت: رای به معین و فشار برای پیشرفت اصلاحات. اوضاع بامزه ای شده است، برای اولین بار در نشریات و رسانه های گروهی داخلی اسم حزب توده و چریکهای فدائی می آید. حزب توده هم اعلام کرد که به معین رای می دهد.
هاشمی، والنتینو، باس
فیلم هاشمی با جوانان نکات جالبی داشت. هاشمی در کمال بامزگی و شیرینی و در حالی که از آن عشوه های ویژه با گردن کج می آید در مقابل این سووال که آیا محکومیت بین المللی دارید؟ گفت: من محکومیت بین المللی ندارم، مگر اینکه شما جوانان مرا محکوم کرده باشید. هاشمی که فعلا برچسب انگلیسی تبلیغاتی اش مثل مارک باس و والنتینو پشت لباس بچه خوش تیپ ها چسبیده، در مورد لباس جوانان گفت: مد لباس آزاد است، شکل و رنگ آن بستگی به سلیقه افراد دارد. هاشمی در مورد گنجی گفت: زندان بردن و از زندان درآوردن گنجی به وسیله من دروغ است. من از زندان متنفرم و تا کنون باعث نشده ام کسی به زندان برود. هاشمی در حالی که دندان هایش را نشان می داد، گفت: جوک های مربوط به خودم را در اینترنت می خوانم.
به یک ستاد فقیر کمک کنید!
یکی از عادت های حاج آقاهای اصفهانی در گذشته این بود که وقتی کت و شلوار نو می دوختند یک دفعه دوازده دست کت و شلوار با یک مدل سورمه ای می دوختند، که هیچ کس متوجه نشود که آنها بیش از یک دست لباس دارند. من نمی دانم چرا مردم دوست دارند شخصیت محبوب شان حتما جورابش سوراخ باشد و جد و آبادش فقیر باشند. ستاد هاشمی اعلام کرد: هاشمی فقیرترین و کم هزینه ترین ستاد را دارد. آگاهان گفتند: تو یکی دیگه از این حرفها نزن!
به نظر شما امانپور از هاشمی پول گرفته است؟ به نظر شما کدام یکی شان پولدارترند؟ مصاحبه هاشمی با امانپور در مورد انتخابات انجام شد. امانپور یادش رفت که هاشمی هنوز رئیس جمهور نشده است و هاشمی هم یادش رفت بگوید که هنوز رئیس نشده است. فعلا که از هاشمی یا غول های سیاسی خارجی حمایت می کنند یا فرشتگان جوان تجریش و جردن. البته طالبانی هم.
آخرین تلاشها در آخرین روزها
خوشم می اید که تا آخرین لحظه هم مقاومت می کند. مهرعلیزاده که فعلا به جای راست ها و چپ ها دارد به استقلالی ها و پرسپولیسی ها فکر می کند، گفت: من کمک های زیادی به استقلال و پرسپولیس کردم. وی که احتمالا به جای رئیس جمهور شدن قصد دارد همین شغل ریاست تربیت بدنی را حفظ کند، گفت: اگر انتخاب شدم به تمام ورزشکاران مستمری ماهیانه پرداخت می کنم.
نتیجه گیری: احتمالا پول مهرعلیزاده از کروبی کمتر است.
آقاها و آقازاده ها
آقازاده کروبی در مورد سایر آقازاده ها و بخصوص در مورد بچه های رفسنجانی مصاحبه کرد. وی گفت: آقاها باید خود را اصلاح کنند تا آقازاده ها هم اصلاح شوند. کروبی هم تا آخرین لحظه تبلیغات انتخاباتی قول داد: به قولی که می دهم عمل می کنم، اگر فکر می کنند شوخی می کنم، امتحان می کنم.
مارو نزن، مارو نزن، ما گیلاسیم!
من گفتم این قالیباف قصد دارد همه ما را گول بزند و گیر بیندازد، بعد همه ما را کتک بزند. دیدید؟ قالیباف گفت: ما باید مردم را به سیاست برگردانیم. مردم گفتند: نه، تو می خوای ما رو بزنی!
قالیباف برای اینکه توضیح بدهد که وقتی مردم را به سیاست برگرداند می خواهد چه بلایی سرشان بیاورد، گفت: رفتار مدیران باید همانند دهه اول انتخابات باشد.
سیاه، سفید، خاکستری
من فکر می کنم عجله دارد. تا این مشاورین می خواهند یک حرفی را به او بزنند، زود راه می افتد و می رود به سفر برای سخنرانی، به همین دلیل همه چیز را با هم قاطی می کند. دیروز قالیباف در پاسخ به سووال خبرنگار کیهان که از او پرسیده بود: کدام طیف ها و طبقات را جذب کردید؟ گفت: من تقسیم مردم به سیاه و سفید و خاکستری قبول ندارم، از نظر بنده، مردم ایران همه سفیدند.
توضیح اول: اینکه من تقسیم مردم به سیاه و سفید را قبول ندارم، مربوط به ایران نیست، مربوط به کشوری است مثل آمریکا که بعضی مردمش سیاهپوست هستند و بعضی سفید پوست، در ایران حتی اگر کسی بخواهد هم نمی تواند مردم را به سیاه و سفید تقسیم کند، چون اصلا سیاهپوست نداریم.
توضیح دوم: احتمالا منظور این بوده که ما نباید واقعیت را سیاه و سفید ببینیم، یعنی نباید مطلق گرا باشیم، در این صورت نباید گفت که من مردم را سیاه و سفید و خاکستری نمی بینم، چون اگر کسی مردم را سیاه و سفید نمی بیند، طبیعتا آنها را خاکستری می بیند.
توضیح سوم: این دفعه که گذشت، ولی اگر دفعه بعد آقای قالیباف خواست برای ریاست شورای محل شان کاندیدا شود یادش باشد که به حرف مشاورین گوش کند.
قالیباف، قالیباف، حمایتت می کنیم
حمایت های گسترده از قالیباف ادامه دارد. حمایت دوچرخه سواران رای اولی استان آذربایجان شرقی و شورای نیروهای انقلابی از قالیباف حمایت کردند. به نظرتان این دوچرخه سواران رای اولی چند نفرند؟ و آیا همه شان به مهرعلیزاده خیانت کرده اند؟ همچنین جمعی از پرچمداران اصلاحات در ترکمن صحرا حمایت خود را از اصلاح گرای واقعی جناب دکتر خلبان محمد باقر قالیباف اعلام کردند.
توضیح: هر وقت کسی خودش را به جای اصلاح طلب اصلاح گرا نامید معلوم است یک کلکی توی کار است و بعدا قرار است بمبی چیزی در جایی منفجر کند.
همچنین بالاخره در روز آخر تبلیغات انتخابات قالیباف اعلام کرد: با موافقت فرمانده کل قوا نامزد شدم. تا اینجا به نظر می رسد حداقل پنج نفر با اطلاع فرمانده کل قوا نامزد شده اند، احتمالا فرمانده کل قوا فکر کرده است که قرار است شورای انقلاب تشکیل شود و نه اینکه انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود.
قالیباف را تخریب نکنید، بی ادب ها
قالیباف خیلی ناراحت شد. خوشش نمی آید وقتی طرفدارانش بقیه نامزدها را کتک می زنند کسی در مورد او انتقاد کند یا با او شوخی کند یا او را تخریب کند. بچه ام دل نازک است. قالیباف گفت: از تخریب های موجود هم گله دارم که حجمش اینقدر زیاد شده که این روزها فرصت نمی کنیم حتی آنها را بشماریم. آگاهان گفتند: نشمر، کم می شه.
اگر نجات پیدا کرد
یک روز لاریجانی و قالیباف کشتی شان غرق شد و خودشان را به یک جزیره رساندند و در همانجا منتظر ماندند تا کسی به کمک شان بیاید، اتفاقا قرار بود کشتی ریاست جمهوری بیاید و یکی از آنها را نجات بدهد و او را رئیس جمهور کند. قالیباف داشت دعا می کرد که نجات پیدا کند. گفت: اگر من نجات پیدا کنم، قول می دهم که تمام زندگی ام را برای مردم صرف کنم.
بعد از چند دقیقه گفت: اگر نجات پیدا کنم هر سال یک میلیون مسکن با تکنولوژی جدید می سازم.
بعد از چند دقیقه گفت: اگر نجات پیدا کنم در همان سال اول کشاورزی را مکانیزه می کنم.
بعد از یک ساعت گفت: اگر نجات پیدا کنم حقوق همه معلمین را اضافه می کنم.
بعد از چند ساعت گفت: اگر نجات پیدا کنم به همه جوانها آزادی می دهم.
بعد از چند ساعت گفت: اگر نجات پیدا کنم با آمریکا رابطه برقرار می کنم.
در همین موقع لاریجانی نگاهی به دور دست کرد و گفتت: باقر! باقر! بسه دیگه، داره یه کشتی می آد و فرصت تبلیغات داره تموم می شه، دیگه لازم نیست قول بیخود بدی.
ژاک شیراک از گرمسار آمد
قالیباف که مدعی بود تونی بلر است، محسن رضایی هم مدعی بود ژنرال دوگل است، این یکی احمدی نژاد هم که مدعی است که ژاک شیراک است. من نمی فهمم اینها در خانه شان آینه ندارند؟ احمدی نژاد، ژاک شیراک گرمسار اعلام کرد: ولایت فقیه مردمی ترین و مترقی ترین نوع مدیریت هاست. وی برای اینکه نشان بدهد تا چه حد مثل ژاک شیراک است، گفت: همه ارکان نظام اسلامی توسط مردم انتخاب می شوند. آگاهان گفتند: این ژاک شیراک هم یا واقعا نمی فهمه، یا واقعا درک نمی کنه. احمدی نژاد در مصاحبه دیروزش با روزنامه کیهان در کمال خجستگی و میمنت و شادی اعلام کرد: مدیران ما باید معتقد به حاکمیت دین باشند و عقیده داشته باشند که دین می تواند جامعه بشری را بهتر اداره کند. مدیری که چنین عقیده ای ندارد یا باید عقیده اش را تصحیح بکند یا تعویض می شود. همه فکر کردند که منظور احمدی نژاد از حاکمیت دین، حاکمیت اسلام است، وی برای اینکه نشان بدهد منظورش از دین چیست، شیخ عطار سردبیر همشهری را برکنار کرد. شیخ عطار گفت: احمدی نژاد مرا به خاطر عدم حمایت از کاندیداتوری اش برکنار کرد. وی توضیح داد: احمدی نژاد می خواست اخبار هاشمی و معین را زیاد کار نکنم.
جوادشون از علی شون حمایت کرد
اصولا جوادها باید از قالیباف حمایت کنند، اما نمی دانم چرا این یکی جواد از لاریجانی حمایت کرد. جواد لاریجانی رابط دولت انگلیس با خانواده لاریجانی از علی حمایت کرد. وی در مورد این حمایت گفت: ما هر سه لاریجانی هستیم. روزنامه نگاران روزنامه های جمهوری اسلامی و ایران، خبر حمایت خودشان را از لاریجانی تکذیب کردند. ظاهرا دیروز یک نفر از مسوولین وب سایت لاریجانی برای اینکه لاریجانی خوشحال بشود در وب سایت نوشته بود که روزنامه نگاران از لاریجانی حمایت کردند. در حالی که بعید است که یک آدم هم روزنامه نگار باشد، هم از لاریجانی حمایت کند. یک عضو ستاد لاریجانی طی نامه ای به احمدی نژاد نوشت: آقای احمدی نژاد انصراف دهید. احمدی نژاد هم طی یک نامه به لاریجانی نوشت: اگر انصراف خوبه خودت چرا انصراف نمی دی.
یک بستر و دو رویای کشدار
لاریجانی بدون هیچ خجالتی گفت: رئیس جمهور باید بستر ساز پرداختن به زنان باشد. من نمی دانم مردم چرا حرفهای کشدار اینجوری می زنند. لاریجانی توضیح داد: زنان حتی می توانند وزیر هم باشند. آگاهان نفس راحتی کشیدند و گفتند: آهان! از اون نظر؟ امروز اولین روزی بود که بعد از یک ماه علی لاریجانی انصرافش را تکذیب نکرد.
قاطی سالاری دینی
آقا! همه چیز به کنار. من قبول دارم که ممکن است اصلاحات به بن بست رسیده باشد و مردم دچار بحران شده باشند. من قبول دارم که حتی ممکن است آمریکا به ایران حمله کند به همین دلیل مردم عصب می زنند و حرف های عجیبی از آنها صادر می شود. من قبول دارم که تضاد سنت و مدرنیته باعث شده همه چیز قاطی شود. ولی آخر این هم شد حرف؟ ناهید توسلی گفت: هدف از انفجارات ایجاد فضای مرد- پدرسالارانه است.
اذ دوست خوبم هنگ
![]() مهدی کروبی، يکی از نامزدهای انتخابات رياست جمهوری در جريان يک مصاحبه مطبوعاتی که در واپسين ساعات شمارش آرا انتخابات برگزار شد، اعلام کرد نتيجه اين انتخابات به دليل دخالت سپاه پاسداران و بسيج مخدوش است.
آقای کروبی همچنين شورای نگهبان را مورد انتقاد قرار داد و گفت: "شورای نگهبان بدون انتخابات، محمود احمدی نژاد را جايگزين من کرده است." آقای کروبی که تا بعد از ظهر شنبه طبق آمارهای اعلام شده توسط ستاد انتخابات وزارت کشور، با فاصله کمی جلوتر از محمود احمدی نژاد قرار داشت گفته است: "من انتخابات را به جهت اعمال نفوذ برخی سپاهيان و بسيجيان مخدوش می دانم و از رهبری می خواهم که هيئتی را مسئول پيگيری اين موضوع کنند." در انتخابات رياست جمهوری ايران هيچيک از نامزدها موفق به کسب نصف به اضافه يک آرا که برای پيروزی در دور نخست انتخابات لازم است نشده و در نتيجه، دو نامزدی که بيشترين آرا را به خود اختصاص دهند در دور دوم انتخابات که روز جمعه 24 ژوئن (3 تير) برگزار می شود شرکت خواهند کرد. تا بعد از ظهر شنبه، اکبر هاشمی رفسنجانی بيشترين رای را به خود اختصاص داده بود و مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد با فاصله ای جزئی از يکديگر، برای کسب جايگاه دوم در رقابت هستند. در عين حال، برخلاف آمارهای وزارت کشور، طبق آماری که حدود ظهر شنبه توسط شورای نگهبان اعلام شد، محمود احمدی نژاد از مهدی کروبی جلوتر بوده که همين مساله اعتراض مهدی کروبی را به همراه داشت. آقای کروبی در مصاحبه مطبوعاتی که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی در محل خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا برگزار شد، خواستار بازشماری آرا در شهرهای بزرگ از جمله تهران، مشهد، اصفهان و قم شد. وی گفت: "در ميزان آرای من در صبح امروز (شنبه) در فاصله يک ساعت تغيير زيادی صورت گرفته است." آقای کروبی شورای نگهبان را که ناظر بر انتخابات است، متهم به طرفداری از "يک جريان فکری" کرد و گفت: "برخی بچه های سپاه و غير سپاه و ارباب مطبوعات، آنها (شورای نگهبان) را هدايت می کنند." وی همچنين گفت: "از چند روز پيش از انتخابات احساس كردم كه نيروهای بسيج و سپاه يك سری تحركات دارد، ولی اول اين خبرها به يك نامزد ديگر بازمی گشت، من هم شروع كردم به تذكر دادن و هشدار دادم كه نكند برخلاف توصيه امام نيروهای مسلح در انتخابات دخالت كنند و وقايعی همچون برخی كشورهای ديگر بيفتد." آقای کروبی عملکرد دولت محمد خاتمی را نيز مورد انتقاد قرار داد و گفت: "همچنين به دولت تذكر دادم كه برخی مديران به شدت از يكی از داوطلبها حمايت می كنند و با فضاسازی، تلاش می كنند كه ديگران در عرصه حضور پيدا نكنند، تا نامزد مورد نظر آنها بی رقيب باشد." وی همچنين در تاييد ادعای خود مبنی بر مخدوش بودن انتخابات گفت: "در طول يك ساعت، يكی از آقايان يك ميليون رای جهشی بدست آورد و معلوم نشد كه اين يك ميليون رای از كجا بوده است كه نصيب ديگران نيز نشده است و همه اش به او رسيده است." واکنش محمود احمدی نژاد در همين حال، محمود احمدی نژاد در واكنش به سخنان مهدی كروبی گفته است: "طبيعی است كسی كه مورد اقبال مردم قرار نگيرد، اعتراض كند." آقای احمدی نژاد که در يک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده بود گفت: "از آقای كروبی كه لباس مقدس روحانيت بر تن دارد، انتظار می رود با سعه صدر و دقت بيشتری اظهار نظر كند." آقای احمدی نژاد نتيجه انتخابات را برای خود چندان غيرمنتظره ندانست و گفت: "من با فرهنگ و ارتباطات ايرانی و بزرگواری ملت ايران آشنا هستم، اما اين شكل نتايج را لطف الهی و عنايت ويژه از ناحيه خداوند می دانم." آقای احمدی نژاد در عين حال درباره نتيجه انتخابات گفت: اين يك پيغام برای همه دنيا بود. | ||
|
ازهنگ |







* داشته تلویزيون نگاه ميكرده مي زنه كانل یک میبینه فیلم جنگیه ، میزنه کانال دو میبینه فیلم جنگیه ، میزنه ... ، جو مي گيرتش سينه خيز ميره تلویزيونو خاموش مي كنه !!! ![]()
به * عکس تمساح نشون میدن بهش میگن شما به این چی میگین؟ میگه: ما غلط بکنیم به این چیزی بگیم![]()
* ميخواسته هواپيما دزدی کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.* ميگه خب برو دبی.يارو ميگه نميرم.* ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد * میگه: بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم!!! ![]()
به * ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغوحش با گوريل
عكس گرفتيم!
به * ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به * ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير ميخوري؟!
به * ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول ميگفتين، شلوار كار من كوشش؟ ![]()
به * ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين! ![]()
به * ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچههاي تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي! ![]()
از دوست خوبم1حامد1
این بار اومدم تا راه های با حال بودنو
یادتون بدم.....
راه ۱:
روزهای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن!
﴿اين روش برای افرادی كه غير از ساديسم ، رگه هايی از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!﴾
راه ۲:
سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارين تا جلويی ها زودتر راه بيفتن!![]()
راه ۳:
وقتی از كسی آدرسی رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!![]()
راه ۴:
كرايه تاكسی رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاری
پرداخت كنين!
راه ۵:
توی اتوبان و جاده روی لاين منتهی اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين!![]()
راه ۶:
وقتی عده زيادی مشغول تماشای تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!![]()
راه ۷:
در يك جمع ، سوپ يا چايی رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!![]()
راه ۸:
به كسی كه دندون مصنوعی داره بلال تعارف كنين!![]()
راه ۹:
وقتی از آسانسور پياده ميشين دكمه های تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!![]()
راه ۱۰:
بوتيك چی رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!![]()
راه ۱۱:
اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!![]()
راه ۱۲:
صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!![]()
راه ۱۳:
وقتی دوستتون رو بعد از يه مدت طولانی می بينين بگين چقدر پير شده!(مخصوص خانمها ![]()
راه ۱۴:
وقتی كسی در يك جمع جوك تعريف می كنه بلافاصله بگين خيلی قديمی بود!![]()
از دوست خوبم 1حامد1
سيبی آويخته بر شاخه ی سبزی پر بار
که تنش سرخ و وجودش همه مفهوم خدا
آنچنان قلب مرا وسوسه کرد
که همان لحظه،هماندم
هوس چيدن آن زد به سرم
و شدم از هوس آن لحظه گدا
ز همين رو بردم هر دو دستم را پيش
تا که چينم سيب و وين همه وسوسه ی بی همه چيز
وين تب تند هوس
جسم و روح و دلم آزاد کنم
که همان لحظه به ناگاه به پا خواست به کشتار هوس
عقل فرزانه ی بيدار و همان دشمن ديرين هوس
که نچين سيب و نکن بار گناهت سنگين
که از اين سيب تو يابی سرنوشتی غمگين
و هوس چون که مرا ديد اسير
در حصار قفس تنگ و پر از ننگ خودش
در جواب سخن عقل
چنان مطرب مستی خنديد
و در اين کشمکش عقل و هوس
چيدم آن سيب و زدم گاز بر آن
و همانگه رو شد همه ی راست در آن
چونکه آن سيب عطشزا و هوسناک فقط
ظاهری معتبر و نيکو داشت
و درونش اما
فاسد و بی ثمر و کال و تهی بود و تهی
و من ای کاش در آن لحظه ی تن سوز هوس
و در آن لحظه که جام می دل
کز شراب هوس و خواب و اسارت پر بود
ميشدم بيدار و در ره ايمانم
مينمودم جانم
از سر عشق فدا
تا که شايد امروز
من نمي افتادم
با طناب هوسی پوسيده
به تهه چاه خطا
و نميگفتم باز
قصه ی سيب و هوس،آدم و عصيان خطا
از دوست خوبم ماری وب

احمدی نژاد دزد نیست .....
همین کافیست...!
يه چراغ روشن نشون مي ده كه شايد كسي پشت پنجره باشه.اما هميشه روشنايي به معني وجود نور نيست!شايد اين چراغ مي خواد بگه اوني كه منتظرش هستي اون قدرها هم منتظر تو نيست.فقط خواسته پنجره اتاقش توي تاريكي يه دريچه ي نور باشه!
بوی باران آمد!
من پر از شوق شدم
تو به من خنديدی
نفس باد بريد!
آسمان روشن شد....![]()


جوانیمان که در عذاب گذشت
وای بر حال زار پیریمان ....
اين دفعه ميخوام براتون۷۲تا جوک توپ تعريف کنم:
۱- ميخواستن الهي قمشهاي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!
۲- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!
۳- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!
۴ - به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!
۵- يارو ميره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوهچيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
۶- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!
۷- تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!
۸- يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!
۹- يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب ميكنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!
۱۰- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره
ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه
طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!
۱۱- تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!
۱۲- تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!
۱۳- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!
۱۴- تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!
۱۵- تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!
۱۶- تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!
۱۷- تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!
۱۸- تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!
۱۹- تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!
۲۰- تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!
۲۱- تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!
۲۲- از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي.
ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!
۲۳- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!
۲۴- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!
۲۵- تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!
۲۶- زنِ تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
۲۷- تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!
۲۸- تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم!
۲۹- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!
۳۰- رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه ميكرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:ميگه: بابا بيخيال، شوخي كردم جون حاجي..اصلاً الان يدونه مَشتيشو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار، رئيسم هم بيرونم كرد! بعد اومدم برگردم خونه، ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، گفتن كاريش نميتونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه، يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايهها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!
۳۱- باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم!
۳۲- تركه خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!
۳۳- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نميفهمم چرا موكتش كردن؟!
۳۴- از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!
۳۵- تركه ميفته تو جوب، سند ميگذاره مياد بيرون!
۳۶- يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيدافتر مي! اَشهداَنلاالهالله!...
۳۷- تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره، كجش ميكنه!
۳۸- تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
۳۹- به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم ميكنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!
۴۰- تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!
۴۱- لره توي اتوبوسِ تهران-خرمآباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي ميكني؟! اينا همه خوابن!
۴۲- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟! باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه، ميگه: بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، يه چيزِ بيربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره. تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!
۴۳- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!
۴۵- به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!
۴۶- تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بعله. تركه ميگه: بيزحمت دونخ بدين!
۴۷- تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
۴۸- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
۴۹- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
۵۰- تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
۵۱- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!
۵۲- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
۵۳- تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
۵۴- اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
۵۵- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
۵۶- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
۵۷- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
۵۸- تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
۵۹- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
۶۰- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
۶۱- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
۶۲- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
۶۳- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!
۶۴- از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
۶۵- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
۶۵- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
۶۶- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
۶۷- تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
۶۸- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
۶۹- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
۷۰- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
۷۱- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
۷۲-از کيانوش ابوالحسنی می پرسن چند تا همخونه ای داری؟ با دست نشون می ده ۲ تا ! می گن بجز هادی محتشمی هم خونه ای ديگه ای داری؟ می گه نه ولی اين انگشتم مرتضی فروزنده است که هميشه خونه ما چتره